توانبخشی کودکان فلج مغزی قسمت سوم

تشخیص فلج مغز

  تشخیص از روی علایم بالینی و آزمایشات تکمیلی به عمل می آید. علایمی مانند تأخیر رشد حرکتی(Motor Delayed)، تونیسیته غیر طبیعی، حضور رفلکسهای نوزادی اولیه  ابنرمال مانند رفلکس های ساقه مغز و یا نبود رفلکسهای طبیعی مانند مورو یا پاراشوت، افزایش یا کاهش رفلکس های اندامی(DTR)، وجود حرکات غیرطبیعی مانند اتتوزیس، کره یا ترمور وجود استرابیسم فلج نیمه(همی پارزی)، آبریزش از دهان و مشکلات بلعی،ولیکن در صورت خفیف بودن علایم اغلب این کودکان برچسب Motor Delayed می گیرند ولی با گذشت زمان علت روشن می شود. ضعف عضلانی و راه رفتن غیر طبیعی، پاسچر نامتقارن و تونیسیته تعدیل نشده می تواند از  قراین تشخیصی بالینی بعدی به حساب  آید.

آزمایشات تکمیلی نیز شامل بررسی کاریوتیپ(Kyrotype)(البته جهت افتراق)، آزمایشات متابولیک و هورمونی، آزمایشات خونی و استفاده از الکترومیوگرافی(EMG)، الکترو انسفالوگرافی(EEG).تکنیکهای تصویربرداري از مغز اعم از التراسونوگرافی، برش نگاري با گسیل پوزیترون(PET)، برش نگاري کامپیوتری (CTscan)و تصویربرداری با تشدید مغناطیسي(MRI)،تصویربرداری هسته ای با تشدید مغناطیسي(NMRI)، تصویربرداری عملکردی با تشدید مغناطیسي(fMRI)و طیف نگاری با تشدید مغناطیسی(Magnetic Resonance Spectroscopy ) است که بسته به شدت ضایعه، درخواست والدین یا تشخیص گذاری قطعی انجام می شود.

 

Differential diagnosis        تشخیص افتراقی  

     با توجه به علایم بالینی فلج مغزی که قبلا گفته شد برخی از بیماریها یا اختلالات می تواند تابلوی بالینی فلج مغزی را به همراه داشته باشد لذا برای تشخیص افتراقی بایستی این بیماریها یا اختلالات را رد کرد. مثلا کودکی که دچار بیماری ادرار شربت افرایی(MSUD) است نیاز به شروع رژیم درمانی دارد ولی تابلوی بالینی حرکتی این بیماران اغلب با فلج مغزی یکی است.

    Arginase deficiency   

•    utaricaciduria type 1

•     Juvenile neuronal ceroidlipofuscinosis

     Juvenile variant of metachromatic leukodystrophy 

      Lesch-Nyhan syndrome   

   Mitochondrial disorders

•    Niemen-Pick disease type C

•    Pelizaeus-Merzbacher disease

  • Rhett’s syndrom 

 برخی اختلالات متابلیک اولیه یا ثانویه

 

توانبخشی کودکان فلج مغزی قسمت دوم

فلج مغزی(Cerebral Palsy)

تعریف:

  • فلج مغزي يک اختلال يا بيماري را شامل نمي شود، بلکه اصطلاحي است براي توصيف طیف وسيعي از اختلالات مزمن وغير پيشرونده که در ارتباط با حرکت(Movement)، تونيسيته(Tonicity) و پاسچر(Posture) نمايان شده و به علت آسيب به مناطق خاصي از مغز نابالغ (Immature)ايجاد مي گردند. این بیماری معمولاً با مشکلات ديگري اعم از مشکلات يادگيري و ذهني، صرع، نقايص بينائي و شنوائي، مشکلات گفتاري، مشکلات رفتاري، اختلالات مربوط به خواب، اختلالات دهاني- دنداني، مشکلات تغذیه ای، مشکلات معدی- شکمی، انسداد مجاری گوارشی و درنهایت مشکلات ارولوژیک همراه است.

مروری بر تاریخچه ی یبیماری فلج مغزي

 اولین بار توسط سر فرانسیس ویلیام جان ليتل(Sir Francis William John Little) (1861) با نام ریجیدیتیاسپاستیک (Spastic Rigidity) و علایمی نظیر سفتي و اسپاسم در دستها و پاها و غیر پیشرونده بودن علایم معرفی گردید.در این بین اسامی دیگری نیز به این بیماری اطلاق می شد. مانند فلج اسپاستيسک نوزادي(Infantile Spastic Paralysis) و انسفالوپاتي استاتيك(Static Encephalopathy). نهایتا در سال1888، واژه ی "فلج مغزی" توسط سر آرتور آسلر(Sir Arthur Osler) جهت معرفی این بیماری انتخاب گردید.بعد ها فرضیات مورد بحث در مورد علل بیماری توسط روانکاو معروف زیگموند فروید(Sigmund Freud)-(1897)بسط داده شد.

 

اپیدمیولوژی فلج مغزی

بعد از اتیسم و عقب ماندگی ذهنی سومین تشخیص شایع بین ناتوانی های رشدی و شایعترین اختلال حرکتی درکودکان به حساب می رود. ميزان بروز این بیماری 1 تا3/2 مورد در هر تولد زنده بوده و میزان شیوع آن 6/1 تا 8/5 مورد درهر 1000 کودک می باشد. شیوع تقریباً در دو دوجنس برابر است. گفته می شود %11 از کودکان نارس که در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان زنده می مانند به نوعی مبتلا به فلج مغزی می شوند.

اتیولوژی

o      علل بیماری فلج مغزی در سه دوره قابل بحث است

o      علل قبل از تولد(Prenatal) همچنین مادرزادی(Congenital)

o      عفونت های دوران حاملگی مانند (TORCH)                  

o      وزن پایین(Low Birth Weight)

o      اختلالات ژنتیکی و آنومالی های جنینی ناسازگاری خونی (Rh incompatibility)

o      کمبود شدید اکسیژن (Severe oxygen shortage)

o      صرع مادر

o      هایپرتیروئیدی مادر

o      نارس بودن نوزاد

o      خونریزی مادر در سه ماهه ی سوم

o      نا مناسب بودن دهانه ی رحم

o      مصرف دارو و مواد

o      مشکلات جفت(Placental insufficiency)

o      علل حین تولد(Perinatal) همچنین مادرزادی(Neonatal)-از هفته 28 تا 8 روز پس از زایمان

o       آسیفیکسی(Asphyxia) حین تولد كه کمتراز 15% کل موارد را شامل می شود و از نظر بالینی باعث ایجاد انسفالوپاتی کوتاه مدت هایپوکسیک-ایسکمیک (Hypoxic-Ischemic)و متعاقباً باعث ضایعه به مغز می شود.

o       ضربه به مغز

o       مشکلات قلبی مانند برادیکاردی

o       پارگی کیسه ی آمنیوتیک

o       تنگی و عفونت کانال زایمان و یا زایمان سخت و استفاده از فورسپس

o      علل بعد از تولد(Postnatal) تا 2 سالگی

o      قریب به 10 تا 20 درصد از موارد ایجاد بیماری را شامل می شوند و عبارتند از:

o      عفونت ها اعم از مننژیت باکتریال، انسفالیت ویروسی و ...

o      تصادفات و تروما

o      یرقان (زردی)-(Jaundice = hyperbilirubinemia)

o      صرع و تشنج(Convulsion and seizure)

o      کودک آزاری

o     سه دسته علل بیان شده باعث آسیب هایی به مغز نابالغ می شوند که می توان این ضایعات را از نقطه نظر علم پاتولوژی به شرح ذیل تبیین نمود. 

 

الف-آسیب به سیستم عصبی مرکزی

  • ضایعات ماده سفید خارج بطنی
  •  (Periventricular white matter injury (PWMI
  • پری ونتریکولار لکومالشیا
  • (Periventricular Leukomalacia (PVL
  • نکروز متعدد ایسکمیک نسج سفید مغز نابالغ
  • (Multifocal ischemic Brain Necrosis (MIBN

ضایعات مذکور مغز

ضایعات مغزی گفته شده در نهایت از نظر حرکتی باعث ایجاد علایم و نشانه های بیماریهای نورون محرکه فوقانی(UMN) بعلاوه مشکلات حسی این افراد می شود. این علایم با تابلویی از نشانه های مثبت و منفی مشخص می شود.

نشانه های مثبت شامل:

اسپاستیسیتی،هایپررفلکسی(Hyperreflexia)،کلنوس(Clonus)، هم انقباضی عضلانی (Co-contraction)، پاسخ اکستانسوری کف پایی(Extensor plantar responses)، رفلکسهای اولیه ابنورمال(Primitive reflexes).

 نشانه های منفی شامل:

ضعف عضلانی، خستگی، تعادل وهماهنگی حرکتی ضعیف، اختلال در کنترل حرکتی و نقایص حسی است.

اهمیت نشانه های مثبت در طرح ریزی درمان و نشانه های منفی در تعیین میزان استقلال آتی بیمار 

 ب- آسیب به سیستم اسکلتی عضلانی

علیرغم غیر پیشرونده بودن ضایعه وارده به مغز(ضایعات فیزویولوژیکی و آناتومیکی)، آسیب عضلانی اسکلتی(ضایعات بیومکانیکال) وابسته به آن پیشرونده می باشد.

مثلا اسپاستیسیتی منجر به کانترکچر عضلات می شود و همین امر متعاقبا باعث كوتاهي و در مواردی باعث انحراف و کجی غیر طبیعی استخوان های بلند(Torsional Abnormality)، بی ثباتی مفاصل، دفورمیتی و آرتریت تخریبی (Degenerative Arthrites) می گردد.

 

توانبخشی کودکان فلج مغزی

توانبخشی(تمرین درمانی، کاردرمانی،فیزیوتراپی) کودکان مبتلا به فلج مغزی

مطالب این بخش کاملا تخصصی بوده و مربوط به کلاس های درس تمرین درمانی در بیماران مبتلا به فلج مغزی گروه فیزیوتراپی و کاردرمانی دانشگاه علوم پزشکی تبریز توسط مولف است.

لطفا برای مشاهده مطالب رویادامه مطلب کلیک نمایید.

ادامه ارزیابی و ارزشیابی مهارت های حرکتی(Motor Skills Assessment & Evaluation)

همانطور که در پست قبلی گفته شد جمعا 23 تست برای ارزیابی مهارت حرکتی نام برده شده اند. که اجمالا توضیحاتی داده خواهد شد بدیهی است  آزمونهای دیگری نیز جود دارند که در این مختصر گنجانده نشده اند. این تست ها برای ارزیابی مهارت های حرکتی درشت (Gross Motor Skills)و مهارت های ظریف حرکتئی(Fine Motor Skills)  به کار می روند با این توضیح که مهارت های حرکتی ظریف به دو بخش زیر تقسیم شده اند.

1- مهارت های درشت دستی(Gross Manual Dexterity) شامل استفاده همزمان از کل ااجزای ندام های فوقانی اعم از شانه و کتف ، آرنج، مچ، دست تا انگشتان البته این مهارتها نسبت به مهارت های ظریف انگشتی حساسیت و ظرافت بسیار کمتری لازم دارند.

2- مهارت ها ظزیف انگشتی(Fine Finger Dexterity): شالمل استفاده از دست و انگشتان برای اجرای حرکات بسیار ظریف مانند انواع Pinch و انواع Prehension  میباشد.

در ادامه به توضیح تست های مذکور می پردازیم.

دوستان عزیر امروز 27 اکتبر مصادف است با روز جهانی ارگوتراپی. ر پست های اخیر حسب امر در ارتباط با ارزیابی مهارت های حرکتی توضیحاتی اجمالی ارائه کردیم.

در پست های آتی ادامه مبحث درمان و توانبخشی کودکان مبتلا به اختالات نافذ رشدی یا همان طیف اتیسم خواهیم پرداخت.

 

ارزیابی و ارزشیابی مهارت های حرکتی(Motor Skills Assessment & Evaluation)

با سلام خدمت همراهان عزیز

با توجه به اینکه برخی از دوستان خواهان توضیحاتی در مورد ارزیابی مهارت های حرکتی خواسته اند در این پست موقتا به ارزیابی این مهارت ها پرداخته می شود بدیهی است ادامه مطالب راجع به درمان  و توانبخشی اختلالات طیف اتیسم بعد از ارائه ی این پست پیگیری خواهد شد.

تست های متعددی برای ارزیابی مهارت های حرکتی ظریف مورد استفاده قرار می گیرد که بخشی از آنها بصورت اختصاصی جهت ارزیابی مهارتهای حرکتی به کار می روند و بخشی دیگر تست هایی هستند که زیر بخشهایی جهت ارزیابی مهارت های حرکتی دارند. تست های مذکور ممکن است در طیف وسیعی از بیماری ها و نیز برای ارزیابی افراد سالم استفاده می شوند.براي مثال تست پردوپگ برد[1]، و MMDT[2] براي ارزيابي حرفه اي انتخاب کارگران مشاغل استفاده مي شوند که نياز به داشتن مهارت بالا يا قدرت بالاي دستکاري سريع و ماهرانه اشيا دارند.و تست هاي پگ برد 9 سوراخه[3] و تست جعبه و مکعب[4] براي ارزيابي مهارت درشت دستي بيماران با ناتواني هاي فيزيکي به کار مي روند.

در ادامه برای آشنایی بیشتر با تست های مربوط به ارزیابی مهارتهای حرکتی توضیحاتی اجمالی در مورد تست  داده می شود.



[1] -Purdue Pegboard

[2] -(The Minnesota Manual Dexterity Test (MMDT

[3] - Nine Whole Peg Test

[4] - Box and Block Test

ادامه ی مروری بر درمان کودکان مبتلا به اختلالات نافذ رشدی(طیف اتیسم)

در این بخش اجمالاً توضیحی در مورد رویکرد اختلالات پردازش حسی (Sensory Processing Disorders=SPD ) و بخش اصلی این رویکرد یعنی یکپارچگی حسی(Sensory Integration=SI) ارئه می شود.

به طور خلاصه هر فرد در ارتباط با استراتژی های مربوط به خود تنظیمی و پاسخ به محرکات حسی و به عبارتی پردازش و یکپارچه سازی درون دادهای حس های مختلف با هم و نهایتاً پاسخهای جسمی - حرکتی، روانی- اجتماعی و ذهنی-شناختی منتج از این یکپارچگی از جدول ذیل استفاده می نماید.

راهبرد های پاسخ دهی/ خودتنظیمی

 (Responding/Self-Regulation Strategies)

آستانه پاسخ/ فعال سازی

(Thresholds/ Reactivity)

پاسخ فعال

(Active)

پاسخ غیر فعال

(Passive)

   بالا 

(High)

جستجوی تحریکات حسی

(Sensory seeking)

ثبت حسی پایین

(Low Registration)

  پایین

 (Low)

دوری کردن از تحریکات حسی

(Sensory Avoiding)

حساسیت پذیری حسی

(Sensory Sensitivity)

The Sensations of Everyday Life: Empirical, Theoretical, and Pragmatic Considerations Winnie Dunn, PhD, OTR, FAOTA, is Professor and Chair, Department of Occupational Therapy Education, University of Kansas

همانگونه که در جدول راهبردهای نوروفیزیولوژیک خودتنظیمی و پاسخ دهی ملاحظه می کنید. ارسال درون داد های حسی از سوی گیرنده های حواس باعث ایجاد یک آستانه پاسخ دهی به محرکات می شود(البته که خود این آستانه نیز بخشی وسیع از همکنش آستانه پتانسیل های عمل نرونها است). این پاسخ می تواند پاسخ مناسب نتیجه پردازش حس های مختلف و ایجاد تلفیق در درک و برون داد یا همان پاسخ می شود، این پاسخ می تواند بصورت جسمی-حرکتی، ذهنی- شناختی و یا روانی اجتماعی باشد، ااین پاسخ می تواند می تواند به صورت فعال(به عبارتی پاسخ آگاهانه و ارادی فرد) و یا پاسخ غیرفعال(به عبارتی دیگر پاسخ نا آگاهانه و بدون اراده ی فرد از سوی سیستم عصبی مرکزی گردد.پاسخ فعال یا غیر فعال می تواند شامل پاسخ یا آستانه تحریک بالا و یا پایین باشد پاسخ فعال دارای طیفی است که یک سر آن به جستجوی حسی و سر دیگر به اجتناب حسی میرسد. پاسخ انفعالی نیز طیفی را شامل می شود که در یک سمت آن ثبت حسی پایین و بسیار ناچیز  یا به عبارتی عدم ثبت حسی و در مقابل حساسیت پذیری حسی بالا قرار دارد. حال جهت توضیح بیشتر برای هر کدام از این چازک های پاسخ مثالی می آوریم.

  1. جستجوی حسی: در این مورد می توان کودکی را تصور نمود که اغلب به صورت کاملا فعال دنبال تحریکات شدید حسی است مثلا خیره شدن به نور آفتاب، گوش دادن به اصوات گوشخراش با یا بدون ریتم، خوردن غذاهای تند، بو کردن و گاها خوردن مدفوع یا آب جوب، گاز گرفتن دست و پا، تاب دادن شدید بدن، راه رفتن یا ایجاد حرکات بسیار عجیب و البته سخت در قسمت مفاصل و یا بغل کردن افراد و ترجیح دادن لباس های با بافت خشن حتی به دهان بردن اشیایی مانند ولکرو(چسب نر و ماده).
  2. اجتناب حسی: در مورد مذکور می توان کودکی را تصور نمود که اغلب از تحریکات حسی حتی بسیار ضعیف بصرت کاملا ارادی و آگاهانه اجتناب می کند. مثلا فرار از نور و ترجیح تاریکی، پریشانی از بوی ادکلن، فرار از لمس شدن، جیغ و فریاد در حین پوشیدن لباس نو، رژیم غذایی بسیار خاص، عدم تماس چشمی، احتیاط در حرکت و آهستگی، محتاط بودن شدید در مکانهای عمومی و یا احساس ناراحتی در جمع.
  3. ثبت حسی پایین: در این مورد عملا کودک رفتار یا پاسخی نشان نمی دهد بلکه بیشتر خود سیستم اعصاب مانع از ثبت و نگهداری تحریکات و در نتیجه ممانعت از پاسخ می شود. مثل کودکانی که به نظر از نظر ذهنی کاملا ایزوله به نظر می رسند ولیکن گاها رفتارهای هوشمندانه نشان می دهند. بی توجهی به افراد و اشیاء،نخوردن غذا، عدم توجه به همتاها،به نظر ناشنوا یا نابینا رسیدن، عدم پاسخ به محرکات عاطفی، حالت گیجی و منگی. ناتوانی در انجام حرکات و فعالیت های بسیار ساده.
  4. حساسیت پذیری حسی: این مورد حالت غیر ارادی اجتناب حسی است بدین معنی که کودک در مقابل تحریکات کاملا مقاومت نشان می دهد ولیکن این مقاومت بعد از مدتی شکسته می شود.مثلا کودکی را تصور کنید که روی تاب قرار گرفته سعی میکند از روی تاب پایین بیاید ولیکن با مقاومت درمانگر این کار را انجام می دهد ولیکن عادت نمی کند و بار دیگر نیز همین رفتار را نشان می دهد. یا کودکی که به نام خود واکنش شدید نشان می دهد مثلا از جا می پرد ولی بلافاصله آرام می شود ولی باز در دفعات بعد همین از جا پریدن ها همچنان وجود دارد. مثال دیگر کودکی است که قبل از خوردن غذاعادت دارد آن را بوکند و یا کودکی که در بازی با همسالان مقاومت نشان می دهد ولی این مقاومت در برابر رفتار اجباری والدین شکسته می شود اما باز در دفعات بعدی همین مقاومت وجود دارد. به طور کلی در این آیتم کودک بصورت فعال و ارادی مقاومتی از خود بروز نمی دهد رفتار ارادی است و بصورت تکراری و عادتی و اتوماتیک انجام می شود. تفاوت عمده ی آن با اجتناب حسی در این است که در اجتناب حسی کودک آگاهانه با جیغ، پرخاشگری، قشقرق و یا اخم به تحریکی واکنش می دهد اما در دفعات آتی این حساسیت به نسبت کمتر شده و یا ازبین می رود

مروری بر درمان کودکان مبتلا به اختلالات نافذ رشدی(Pervasive Developmental Disorders) یا همان طیف اتی

 همانطور که مستحضرید اختلالات نافذ رشدی بر اساس سیستم طبقه بندی تشخیصی آماری بیماریهای روان(Diagnostic Statistical of mental Disorders=DSM-Revised IV&V) شامل 5 اختلال عمده به شرح ذیل می باشد

[(Autistic Dis) (Asperger Dis)

(Childhood disintegrative Dis یا اختلال فروپاشی دوران کودکی سابقاًبانام سندرم هِلر ) ،(Rett’s D یا اختلال رت)

اختلالاتی نافذ رشدی که به گونه ای دیگر مشخص نشده اند یا همان (PDD Not Otherwise Specified=PDD N.O.S)

البته بر اساس طبقه بندی بین المللی بیماری ها(International Classification of Disease=ICD Revised 10) اندکی تفاوت در طبقه بتدی وجود دارد و اختلالات این گروه شامل 7 اختلال می باشد البته به نظر DSM نسبتاً طبقه بندی دقیقتری داشته و هم ابتلایی(Comorbidity) اختلالات نافذ رشدی را در گروهN.O.S قرار می دهد.

(Childhood autism)

(Atypical autism)

(Rett's syndrome)

(Other childhood disintegrative disorder)

(Overactive disorder associated with mental retardation and stereotyped

movements)

(Asperger's syndrome, other pervasive developmental disorders)

(Pervasive developmental disorder unspecified)

اختلال اتیسم و آسپرگر نسبت به سایر اختلالات آشناترند البته شیوع اتیسم 8 در 10000 گزارش شده بود که اخیرا اصلاح گردید. ولیکن اتیسم تیپیک به نظر کمتر از این می تواند باشد چراکه در هر صورت اتیسم علاوه بر کرایتریای بالینی اش مشکلات عمده ادراکی-شناختی نیز دارد و لذا تشخیص گذاری این اختلالات بر خلاف محور بندی کمی متفاوت است بدیهی است درمان این اختلالات نیز بسیار سخت است. به هر حال گذشته از طبقه بندی ها و شیوع در هر حال شاخص یا کرایتریای بالینی مشترک این اختلالات مشکلاتی در:

1. اختلالات جسمی: بجز اختلال رت در سایر این کودکان اختلال جسمی قابل توجهی وجود ندارد و در تکست سیناپس روانپزشکی فقط اشاره ای کوتاه به برخی موارد مثل ذوالیمینی(Ambidextrous) و عدم سوبرتری نیمکره ها(lateralization) و اختلالات درماتوگرافیک اشاره شده است.

2. تخریب کیفی در تعاملات اجتماعی (ارتباط بین فردی با کلام و بی کلام شامل اختلالات زبانی و گفتاری مانند عدم تمایل به صحبت کردن یا اکولیلیا و کلا استرئوتایپی گفتار.

3.رفتار محدود و قالبی (= با الگوی خاص)اعم از آداب خاص(Rituals)، ادا و اطوار حرکتی تکراری کلیشه ای(stereotyped and repetitive motor mannerisms)، حتی مشکل عمده در نحوه ی بازی با اشیاء یا سایرین.

متأسفانه همچنان در DSM تجدید نظر شده اخیر نیز صحبتی از مشکلات پردازش حسی یا یکپارچگی حسی به میان نیامده است با اینکه این تیوری بصورت نظریه ی بایولوژیکال(که در اصل نوروفیزیولوژیکال) بوده و با اصول اساسی علوم پایه ی پزشکی است و ارتباط اندکی با درمانهای روانشناختی دارد اما اغلب اساتید و همکاران متخصص داخل کشور دید سنتی به قضیه دارند به نحوی که وقتی سخن از مشکلات حسی این کودکان می رود (البته با اِسناد به منابع) کمتر این نوع درمانها یا درمانهای غیر دارویی را توصیه می کنند. البته همانطور که گفته شد با تکیه بر پایه ی تیوریک معمول این کار انجام می شود.در کشورهای اروپایی و امریکایی اهمیت این نوع درمانها یعنی مداخلات حسی(علیرغم اشاره مشخص در منابع روانپزشکی)همراه با شروع دارودرمانی اکیداَ توصیه می شود. در اختلالات طیف اتیسم مشکلات حسی عمده ای اعم از بیش حسی (Hyperesthesia)، کم حسی (Hypoesthesia= Dormancy) یا تدافع حسی (Sensory defensiveness) وجود دارداین مشکلات علت زمینه ای برای این اختلال محسوب می شوند بر اساس رویکرد Sensory Processing Disorders=SPD بر اساس این رویکرد کودک اتیستیکی که گاها دیوانه وار دور خودش میچرخد نشانه ای از هایپواستازیا سیستم وستیبولار می باشد یا کودکی که مثالاً Tandem Gait دارد کلیشه نیست بکه ناشی از اختلال پروپریوسپتیو و کاینستزیاست. یا کودکی که ناگهان گوشهایش را می گیرد و فریاد می زند مشکل عمده در پردازش شنیداری (هایپرستزیا) دارد لذا فرکانسهای خاصی دریافت کرده یا شدت صوت را بیشتر احساس می کند. البته این متن مروری اجمالی بر اختلالات نافذ رشدی بود که در پست های بعدی به طور کامل به تک تک موارد پرداخته خواهد شد.

توانبخشی سالمندان  Geriatric Rehabilitation


 
Geriatric Occupational Therapy
 
مقدمه و کلیات مربوط به علم سالمندی
 
طب سالمندان اولین بار بطور کامل و مفصل در بین سال های1940 تا 1950در انگلستان پی ریزی شد و پیشقدم این کار دکتر وارِن(Warren) بود. البته سالها قبل از وی(1914)دکتر نَسکر(Nascher)،اولین بار از واژه"Geriatric" یا "طب سالمندی" در مقابل "Pediatric" یا "طب کودکان" استفاده نموده بود. سرانجام سازمان بهداشت جهانی(WHO)در سال1974یک کمیسیون کارشناسی برای طراحی و سازماندهی خدمات سالمندی تأسیس کرد که در آن مراکز خدماتی سالمندان و نیز تخصص سالمندی(Geriatrics) به رسمیت شناخته شد. نکاتی مورد بحث در این کمیسیون شامل 6 محور ذیل بود.
 
1.    ارائه ی الگوهای پزشکی پیشگیری و اجتماعی در حیطه ی سالمندان.
 
2.     ارزیابی سالمندان با روش های چند تخصصی (Multidisciplinary Assessment).
 
3.     برنامه ریزی لازم برای ارائه ی درمان های شفابخش در منزل یا آسایشگاه.
 
4.    مداخلات توانبخشی سالمندان.
 
5.     تدوین راهبرد های لازم برای مراقبت های طولانی مدت از سالمندان.
 
6.     تأمین و تخصیص حمایت های اجتماعی، در جهت رفاه اجتماعی و بهزیستی سالمندان.
 
همانطور که مشخص است اهمیت تشکیل کارگروه ها(Team work) در این طرح کاملاً مشهود بوده و پروسه ی توانبخشی در تمامی6 مورد از راهبرد ها بطورعام و در زیربخش چهارم به طور خاص مورد تأکید واقع شده است. در کارگروه مداخلات سالمندان از مشارکت حِرَف مختلف پزشکی ازقبیل پزشک، پرستار، کاردرمانگر، فیزیوتراپیست، داروشناس، متخصص تغذیه و سایر کارشناسان اعم از روانشناس و مددکار اجتماعی استفاده می شود. به طور معمول، و بر اساس گزارش این کمیسیون، واحد ارزیابی کننده سالمندان(GAU) می تواند در 3 مکان عمده مستقر باشد.
 
-  بیمارستان روزانه سالمندی(Geriatric Day Hospital).
 
-  واحد ارزیابی بیماران سالمند بستری(Geriatric in patient assessment Unite).
 
-  واحد ارزیابی بیماران سالمند مستقر در بخش های سالمندی با مراقبت طولانی مدت  همراه توانبخشی.
 
واژه های مرتبط با سالمندی
 
متخصصین علوم پزشکی اغلب برای بیان مداخلات خود در حیطه افراد سالمند از واژه ها و تعاریف گوناگونی استفاده می کنند. لذا جهت روشن تر شدن موضوع، به طور اجمالی به این تعاریف می پردازیم.
 
v  علم سالمندی یا پیری شناسی (Gerontology): مطالعه ی جنبه های زیستی، روانشناختی و اجتماعی سالمندان است. به طور
 
اختصاصی، مطالعه ی جنبه های پزشکی و سلامت در علم سالمندی؛ پیری شناسی پزشکی(Medical Gerontology) گفته می شود.
 
v طب سالمندی یا (Geriatrics): شاخه ای از علم پزشکی است که به بیماری ها و مشکلات ویژه سالمندان می پردازد. در این شاخه تأکید عمده روی سلامت، درمان و پیشگیری از اختلالات و ناتوانی های افراد سالخورده است.
 
v توانبخشی سالمندان (Geriatric Rehabilitation): این بخش از علم سالمندی به بررسی مشکلات سالمندی از دیدگاه علوم توانبخشی و با تاکید بر فلسفه ی توانبخشی می پردازد. علوم توانبخشی به طور عام و رشته های کاردرمانی و فیزیوتراپی به طور خاص سهم بسزایی در طب سالمندی ایفا می کنند چراکه روند پیری یک پروسه ی رشدی بوده و قابلیت پیشگیری ندارد و از طرفی سالمندی یک بیماری نیست که ضرورتاً درمان های پزشکی را بطلبد، بلکه مشکلات همراه با پیری است که ضرورت درمان پزشکی را ایجاب می کنند. ولیکن اهمیت توانبخشی با توجه به فلسفه، پارادایم، اصول ومفاهیم علوم توانبخشی در رابطه با ناتوانی و معلولیت، خواه ناخواه به عنوان امری ضروری در این گروه تلقی می شود. اگرچه در اغلب تخصص های علوم توانبخشی بخشی از حَِرف مذکور به گروه سالمندان اختصاص یافته است، ولی در شاخه ی کاردرمانی، این مبحث بصورت بعدی اختصاصی توسعه و پیشرفت یافته است. البته بایستی متذکر شد که علوم توانبخشی در ارتباط با طب سالمندی بوده و تعدیلات و تغییراتی در پارادایم های اختصاصی توانبخشی و طب سالمندی ایجاد شده است.
 
تأکید علم سالمندی عمدتاً بر موارد ذیل است
 
¨     مطالعات مربوط به تغییرات جسمی، روانی و اجتماعی افراد در طول سن.
 
¨     بررسی فرایند درونی یا زیستی سالخوردگی (Biogerontology).
 
¨     بررسی ارتباط بین فرایند سالمندی طبیعی و بیماریها و اختلالات سالمندی.
 
¨     بررسی تاثیرات سالمندان برجامعه، شامل تاثیرات اقتصادی بازنشستگی، مستمری، بیمه های درمانی و عمر.
 
¨     استفاده از علوم سالمندی جهت برنامه ریزی و کنترل؛ شامل برنامه ریزی در ابعاد کلان(مانند سیاستگزاری دولت) و برنامه ریزی در ابعاد خَُرد (مانند خدمات پرستاری در منزل).
 
تعریف سالمند و سالمندی
 
سالمندی در واژه های عمومی آن (Ageing در انگلستان و استرالیا،  Agingدر امریکا و کانادا  و Senility در فرهنگ لاتین)و فرایند پیری از دیدگاه علوم طبی(Senescence)، یک پدیده ی چند محوری بوده و عبارت است از انباشتگی تغییرات یک ارگانیسم جان دار و یا بی جان در طول گذشت زمان. تقسیم بندی زمانی(سنی) در ارتباط با روند سالمندی- البته در میانگین کلی- بلافاصله بعد از اواخر بزرگسالی(60 تا 65 سالگی)، یعنی حدفاصل دوره انتقال(تحویل و تبدیل اواخر بزرگسالی به سالمندی) شروع شده، در طول حیات سالمندی ادامه یافته و نهایتاً به مرگ(Decease) منتهی می شود. این مرحله در انسان اشاره دارد به فرایند چند بعدی از تغییرات جسمی، روانشناختی و اجتماعی؛ و به عبارتی دقیق تر در علم پاتولوژی به معنای نزول عملکرد سیستمهای بدن اعم از سیستم اعصاب، قلبی- عروقی، تنفسی، ادراری- تناسلی، غددی، ایمنی و سایر دستگاه ها، البته در غیاب نقص جسمی، روانی و شناختی حاد. لازم به ذکر است تغییرات و نقایص مذکور در تمام دستگاه های بدن سیر یکنواخت خطی را طی ننموده و سرعت افت عملکرد نیز متفاوت است. که این سرعت بسته به معیار های ژنتیکی، شخصیتی، سبک زندگی و محیطی می تواند متفاوت باشد. همچنین کمیت و کیفیت این تغییرات در بین افراد مختلف و حتی در مقایسه با سیستم های متعدد بدن یک فرد نیز متفاوت است. بطورکلی پیر شدن انسان ریشه در پیر شدن سلول ها دارد. مهمترین نظریه در این مورد فراخنای عمر تعیین شده با عوامل ژنتیکی، و بطور دقیق تر تغییرات DNA، برنامه نویسی ژنوتیپی و مکانیسم اتمام نسخه برداری در DNA است. درازی عمر(Longevity)، تحت تاثیر سابقه ی خانوادگی، سبک زندگی، وجود بیماری، اختلالات و حوادث، رضایت مندی کلی(Total Satisfaction)، امید به زندگی(Life Expectancy)، نژاد و قومیت، جنس، محل جغرافیایی حیات و رژیم غذایی، می باشد. براساس آخرین سرشماری صورت گرفته درسال85 حدود 6 میلیون نفر سالمند در ایران وجود داشتند. بنا به گزارش وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی در سال 1387 حدود 2/7 درصد جمعیت کلی کشور را سالمندان تشکیل میدادند، که جمعیتی بالغ بر پنج میلیون نفر است. این روند در10 سال آینده، ده درصد و در سی تا چهل سال آینده، 25 درصد کل جمعیت را در بر خواهد گرفت. یعنی جمعیتی بالغ بر یک چهارم از کشور را گروه سنی سالمندان تشکیل خواهند داد. اگر جمعیت کشور در بیست سال آینده بالغ بر صد میلیون نفر باشد ما با 25 میلیون نفر سالمند روبرو خواهیم بود. مطابق پیش بینی سازمان بهداشت جهانی در سال2020 میلادی بیش از یک میلیارد نفر بالای 60 سال عمر خواهند داشت در حالی که این رقم در حال حاضر حدود 580 میلیون نفر است. طبقه بندی سنی در کشورهای مختلف و در طول زمان بسیار متفاوت بوده است و تحت تأثیر طبقات اجتماعی مختلف و یا توانایی عملکردی مرتبط با نیروی کار می باشد. در بسیاری از اوقات این تعریف با سن بازنشستگی ارتباط می یابد که این سن در برخی کشورها برای زنان کمتر از مردان است.
 
تئوری های مختلف درباره سالمندی
 
*     انباشتگی خطا (Error Accumulation): سلول های سالخورده خطا ها را انباشته کرده و ناتوانی در جبران و مرمت آسیب های بافتی متعاقب انباشتگی خطا ها باعث ویرانی –البته نرمال- در طی فرایند سالمندی می شود.
 
*     فعال سازی برنامه وراثت(Genetic Program activation): این تئوری معتقد است پیری ارگانیسم ها بعلت خودکشی های تعددی ژنی ایجاد می شود.
 
*     تئوری سلول فناپذیر(The mortal cell theory): این نظریه بر اساس مطالعات لئونارد هایفلیک(Leonard Hayflic)، کلوین هارلی(Calvin harly) و کارول گریدن(Carol Greiden) بر این نکته متکی است که سلول های پیر، بجز سلول های بنیادین و سرطانی، توانایی مضاعف شدن خود را از دست می دهند و این آنزیم تلومراز است که از این حالت ممانعت می کند.
 
*     پدافندهای بدنی(The body’s Defenses): به تضعیف سیستم ایمنی در نتیجه کاهش تصاعدی سلول های تی و بی (T & B-Cells) فعال بدن در طی روند سالخوردگی اشاره دارد.
 
*     تئوری ژن های پیری(Aging Genes theory): به نقش ژن های خاص پیری(Clock-1) در تعیین طول عمر دلالت دارد.
 
*     جهش ژنی خودبخودی (Spontaneous Mutation): بر اساس نظریه ی دنهام هارمن(Denham Harman)، موتاسیون ها ی خود
 
بخودی و تدریجی با ماهیت توده ای باعث اشکال در رونویسی ژن های طبیعی و ایجاد رونویسی های اشتباه شده و باعث ازبین رفتن سلول ها می شوند.
 
*     تئوری آسیب با رادیکال های آزاد (free radical damage theory): جزء مهمترین نظریه های پیری بر اساس تئوری هارمن، بوده و اعتقاد بر این است که رادیکال های آزاد ناشی از متابولیسم طبیعی و غیر طبیعی سلولی باعث تخریب سلولی در سطح کلان و پیری می شود.
 
*     تئوری های مربوط به عوامل محیطی و سبک زندگی: اغلب این تئوری بصورت یک فرضیه ی ثانوی برای توجیه تأثیر فاکتور های محیطی مانند نگرش های فرد درباره ی زندگی، محیط انسانی و غیر انسانی، شغل، تیپ های شخصیتی، نوع رژیم غذایی، روزه داری، فعالیت جسمی، بیماری ها، استرس و عوامل اپی ژنیک -عواملی که بدون تغییر ساختاری در ژن باعث تغییر فعالیت ژن می شود-، اعتقادات ایدئولوژیک و غیره بر روند پیری است.
 
تغییرات زیست شناختی، روانشناختی و اجتماعی فرایند سالمندی
 
v  تغییرات روانی، اجتماعی و شناختی
 
تغییرات روانی-اجتماعی و ذهنی- شناختی شامل بررسی تغییرات الگوهای رفتاری بر اساس رویکرد های روانشناختی(اعم از رویکرد روان تحلیلی، شناختی، رفتاری، ساختارگرایی وغیره)، تغییرات عملکرد اجتماعی متعاقب محرک های مثبت یا منفی محیط و تغییرات شناختی مانند تغییر عملکرد های عالی قشر مغز است.
 
¨     تغییرات روانشناختی
 
از نظرگاه تئوری روان تحلیلی، ویژگی های روانشناختی دوره سالمندی عموماً منطبق بر مرحله ی کمال در مقابل یأس و انزوای اریکسون(مرحله هشتم)، تئوری خود روانشناختی(Self-Psychology) هاینزکوهات با محوریت خودشیفتگی و خودبسندگی در انطباق با تعارضات خودشیفتگی، ضربات و فقدان های زیست شناختی، روانشناختی و اجتماعی مربوط به فرایند پیری است. اینجاست که طبق الگوی روانپویایی شخصی با مکانیسم های دفاعی پخته ای چون فرونشانی(Suppression)، انتظار واقعیت(Anticipation of Reality)، همنوع خواهی(Altruism) و شوخ طبعی(Humor)، در مقابل مکانیسم های غیر انطباقی مانند انکار، واپس روی، کانترفوبی (درگیری شخص در فعالیت های خطرزا برای کتمان ترس)، عدم انعطاف (حفظ عادات و صفاتی که دیگر انطباقی یا مفید نیستند)، حذف محرکات (ممانعت از تحریکاتی که یارای پاسخ دهی به آنها را ندارد)، حافظه ی انتخابی(به یاد آوری خاطرات رضایت بخش تر)، فرافکنی (که در موارد شدید به پارانویا می انجامد)، واکنش سازی (سوگیری و برعکس کردن عملکرد در مقابل تکانه های نامقبول) و نهایتاً به دنبال این موارد، ظهور عملکرد های ابتدایی مقابله می کند. از نظر گاه تئوری شناختی-رفتاری، ممکن است فرد سالمند در پاسخ به محرک های اجتماعی با طرحواره های قبلی نادرست (مثلاً افراد پیر ناتوانی کامل در زندگی دارند) و یا با رفتار های آموخته شده در زنجیره ی یادگیری غیر صحیح به افسردگی یا اضطراب دچار شده و یا رفتار های خشم و درماندگی آموخته شده از خود نشان دهد.
 
¨     تغییرات عملکرد اجتماعی
 
همانگونه که گفته شد سالمندی از بعد اجتماعی، دورانی از زندگی است که شخص قادر به ادامه زندگی خود بطور مستقل نیست و محتاج به کمک دیگران می باشد. ویژگی های اجتماعی دوره پیری نیز در ارتباط با بیماری های جسمی، سوگ ناشی از مرگ دوستان، انزوا، افسردگی، سن گرایی(Ageism)-مربوط به نگرش های تبعیض آمیز و حتی نفرت جوانان نسبت به افراد پیر بر اساس تئوری رابرت باتلر است- انتقال و انتقال متقابل (احساس ها و نگرش های مراقب و درمانگر نسبت به سالمند و بالعکس) می باشد.
 
¨     تغییرات شناختی
 
تغییرات شناختی در برخی زمینه ها مانند هوش، حافظه، حل مسئله، پردازش، تفکر انتزاعی و توجه اتفاق می افتد. کاهشIQ بیشتر به علت کاهش عملکرد اتفاق می افتد و نه به خاطر زیر ساختارهای کلامی. افراد سالمند مشکل چندانی در حافظه کوتاه مدت ندارند ولی در حافظه ی بلند مدت(Long-Term Memory) مشکل قابل توجهی دارند. همچنین علاوه بر حافظه بلند مدت، حافظه دور(Remote)،حافظه کاری(Working)و حافظه روزانه یا کاربردی(Everyday or Practical) نیز تحت تأثیر قرار گرفته و نیز تغییراتی در سرعت پردازش، کاهش زمان واکنش(Reaction Time)، استدلال، مهارت های کلامی و کندی روانی- حرکتی (Psychomotor Retardation) ایجاد می شود.
 
v   تغییرات جسمی
 
تغییرات ایجاد شده در ساختار و عملکرد جسمانی قابل ملاحظه تر از عملکرد های روانی- شناختی- اجتماعی است لذا در این بخش به تغییرات ایجاد شده در هر سیستم می پردازیم.
 
¨     تغییرات سیستم اعصاب مرکزی: اعم از دژنراسیون CNS مخصوصاً در شکنج های تمپورال و پره سنترال. کاهش وزن کلی مغز، اتساع شیارها، اتساع بطنی، ناهماهنگی نوروترانسمیتری، افزایش انتقال از سد خونی مغز و کاهش جریان خون مغز.
 
¨     تغییرات سیستم اعصاب محیطی: تغییراتی مانند آتروفی آکسون، از دست رفتن فیبرهای عصبی میلینه و غیر میلی .btnhtml {height:22px;background-color: #E8F1F4;background-repeat:no-repeat;background-position:center center;border: 1px solid #E8F1F4; margin: 0; padding:0px; } .btnOver {height:22px;background-color: #FFFFFF;background-repeat:no-repeat;background-position:center center; border: 1px solid #FFFFFF;margin: 0; padding:0px; } .btnDown { height: 22px; border: 1px solid buttonhighlight;background-repeat:no-repeat;margin: 0; padding:0px; background-color: buttonhighlight; } .btnNA { height: 22px; border: 1px solid buttonface;margin: 0; padding:0px; filter: alpha(opacity=25); } .cMenu { background-color: threedface; color: menutext; cursor: Default; font-family: MS Sans Serif; font-size: 8pt; padding: 2 12 2 16; }.cMenuOver { background-color: highlight; color: highlighttext; cursor: Default; font-family: MS Sans Serif; font-size: 8pt; padding: 2 12 2 16; }.cMenuDivOuter { background-color: threedface; height: 9 }.cMenuDivInner { margin: 0 4 0 4; border-width: 1; border-style: solid; border-color: threedshadow threedhighlight threedhighlight threedshadow; } ینه و کاهش سرعت هدایت عصبی اتفاق می افتد.
 
¨     تغییرات سیستم ایمنی: مانند اختلالات پاسخ به آنتی ژن ها، افزایش کارکرد سیستم ایمنی، افزایش استعداد برای بروز عفونت
 
و نئوپلازی.
 
¨     تغییرات پوست و مو: شامل تغییرات رنگ پوست و مو، کاهش الاستی سیتی و ایجاد چروک های پوستی، کاهش فعالیت غدد عرق و خشکی پوست، تنک شدن و کاهش قوام مو.
 
¨     تغییرات قلبی- عروقی:شامل افزایش حجم و وزن قلب، فیبروزه شدن بافت عضلانی قلب، کاهش الاستی سیتی عضلات قلبی، کاهش برگشت خون وریدی، کاهش برون ده قلبی، مشکلات دریچه ای، آتروما و آترواسکلروزیس، دیس ریتمی و تغییرات هموستاتیک فشارخون، زبر شدن عروق، خشکی و انعطاف ناپذیری شریان ها، گشاد شدگی، انحناء و پیچش ورید های عمقی است
 
که این تغییرات متعاقباً به نارسایی غیر پاتولوژیک قلبی می انجامد.
 
¨     تغییرات دستگاه گوارش: شامل گاستریت آتروفیک، فتق هیاتال، کاهش جریان خون روده و کبد، کاهش جریان بزاق، یبوست، تغییرات جذبی در سیستم گوارش و متعاقباً آویتامینوز و سوء جذب سایر مواد.
 
¨     تغییرات غددی: شامل کاهش ترشح هورمون های جنسی، هورمون های تیرویید، کورتیزول و یائسگی در زنان.
 
¨     تغییرات تنفسی: شامل خشکی مفاصل کاستوورتبرال، افزایش ضخامت قدامی خلفی توراکس، کاهش قدرت و آتروفی عضلات تنفسی، تغییر شکل و کاهش انعطاف پذیری قفسه صدری، استفاده افراطی از عضلات کمکی تنفسی، زجر تنفسی، افزایش حجم بازدمی، افزایش خطرآسپیراسیون، افزایش سایز مجاری آلوئولی، افزایش ترشحات ریوی، کاهش ظرفیت حیاتی، کاهش رفلکس سرفه، کاهش قطر مجاری تنفسی، کاهش تبادلات گازی، کاهش ریت تنفس، اختلالات مژک های اپیتلیوم برونش و کیسه های هوایی و نهایتاً اختلال تنفسی به طور کلی.
 
¨     تغییرات ماسلواسکلتال:بعد از دهه ی ششم زندگی یک کاهش چشمگیر در فیبرهای عضلانی و تعداد موتوریونیت ها دیده می شود و در موتوریونیت های باقیمانده، تعداد فیبرها افزایش می یابد. معمولاً پس از سی سالگی به تدریج با افزایش سن، سایز عضله، قدرت عضله و توانایی انجام فعالیت های فیزیکی روزمره کاهش می یابد. کاهش قدرت عضلانی به همراه کاهش توده ی عضلانی اتفاق می افتد. مشکل در انجام وظایف، با افزایش سن می تواند در نتیجه ی فاکتورهای متنوعی از جمله ضعف عضلانی و کاهش نسبت توده عضلانی به توده چربی باشد. سارکوپنی(کاهش توده عضلات و قدرت) نتیجه ی سالمندی نرمال می باشد و ضرورتاً مرتبط با بیماری خاصی نیست هر چند کاهش توده ی عضله می تواند به علت بیماری تسریع شود. سارکوپنی می تواند منجر به ضعف عضلانی، کاهش سطح فعالیت، افزایش احتمال Falling، مرگ و میر و از دست دادن فانکشنال آناتومیکال شود. این مسئله علت اصلی آسیب پذیری و حساسیت در سنین بالا می باشد. از دیگر عوارض پیری اختلال کلاژن (پروتئین اصلی غضروف ها، لیگامان، تاندون و استخوان) است که باعث خشکی مفاصل، کوتاهی و کانترکچر می شود. اختلال در پروتئین الاستین(Elastin)، هیالورونیک اسید(Hyaluronic acid)، گلیکوپروتئین(Glycoproteins) یا پرتئوگلیکان ها(Proteoglycans)- که پروتئین اصلی زنجیره گلوگزامینوگلیکانهاست- باعث مشکلاتی مانند عدم انعطاف پذیری بافت همبند، کاهش قدرت کششی عضله و مفاصل، انهدام بافتی و کاهش مایع میان بافتی می شود. همچنین بافت همبند در داخل اندومیوزم (لایه دور هر فیبر) بافت همبند و پری میوزوم(دور چند فیبر) افزایش می یابد. و متعاقباً افزایش بافت همبند باعث کاهش ROM و افزایش Stiffness  مفصلی خواهد شد.  تمام این تغییرات در عضله منجر به کاهش Muscle Power می شود. کاهش Muscle Power (توانایی برای انقباض با Force  یا سرعت بالا) می تواند دلیلی بر افزایش Falling در سالمندان باشد. به نظر می رسد آموزش تمرینات مقاومتی در افراد سالمند منجر به افزایش سایز فیبرهای عضلانی، قدرت و عملکرد در عضلات پیر میشود. تکامل مفصلی بعد از 20 سالگی متوقف می شود. لیگامان ها و تاندون ها کم کم انعطاف و سفتی خود را از دست می دهند و کم کم مستعد آسیب می شوند. مایع سینوویال با افزایش سن کاهش می یابد. تأثیرات تحمل وزن و استرس بر روی مفاصل و همچنین تأثیر بعضی از بیماری ها مثل آرتریت باعث تشدید و تخریب غضروف مفصلی می شود. وقتیکه غضروف آسیب می بیند و یا از بین می رود هیچوقت بهبود نمی یابد، از دست دادن پیشرونده ی محتویات ماینرال استخوانی با افزایش سن باعث کاهش تراکم استخوانی می شود. تغییرات ماسلواسکلتال گفته شده اعم از کاهش قد، آتروفی عضلانی، جایگزینی بافت فیبروتیک و چربی بجای عضله، کاهش دانسیته استخوان، کاهش مایع ساینوویال، کاهش مایع دیسکی و کاهش دامنه حرکتی در نهایت باعث ایجاد استئوپروز، شکستگی، دررفتگی و اختلال در مهارت های حرکتی درشت، ظریف و تعادل می شود.
 
v  تغییرات حواس ویژه و پیکری
 
¨     حسی بینایی: میزان بروز آسیب ها و نقص های بینایی با افزایش سن افزایش می یابد. از نظر ظاهر پلک ها حالت چین و چروک پیدا می کنند و در نتیجه کاهش بافت الاستیک، پتوز بوجود می آید و تون عضلانی نیز کاهش می یابد. اغلب اوقات در افراد سالمند یک انتروپین (Entropin)-چرخیدن پلک ها به سمت داخل- و یا اکتروپین(Ectropin)- چرخیدن پلک ها به سمت خارج- اتفاق می افتد که این مسئله بویژه در پلک های پایینی آشکارتر است. با افزایش سن پاسخ مردمک به نور کندتر می شود. در بین سالمندان کاتاراکت، گلوکوم و تخریب ماکولاها دلایل اصلی آسیب های بنیادی سیستم بینایی می باشند. شایعترین اختلالات بینایی عبارتند از: نزدیک بینی، دور بینی و کاهش قابلیت تطابق پذیری عدسی چشم که متناسب با افزایش زیاد می شود و قدرت انطباق چشم را کاهش می دهد. تغییرات دیگر مرتبط با سن در بینایی شامل کاهش حدت بینایی، دقت در تشخیص رنگ، بلوری و تاربینی، حساسیت زیاد به نور، اشکال در تشخیص اشیاء با کنتراست پایین و اعوجاج تصویر می باشد.
 
¨     حس شنوایی: اگر چه کاهش حس شنوایی ممکن است در هر سنی اتفاق بیفتد ولی در افراد سالمند بیشتر است. رایج ترین مشکل شنوایی Presbycusis یا پیر گوشی نامیده می شود که یک نوع فقدان حسی– عصبی است که در آن اصوات از گوش خارجی و میانی به راحتی عبور می کنند ولی از گوش داخلی نمی توانند به داخل مغز بروند و فرد صداهای با فرکانس بالا را نمی تواند تشخیص دهد. با افزایش سن صداهای بم بهتر از صداهای زیر تشخیص داده می شوند.
 
¨     حس وستیبولار: تغییرات و تخریب ها هم در گیرنده های حسی اتولیت و هم در مجرای نیم دایره ای اتفاق می افتد.عملکرد سیستم وستیبولار کنترل وضعیت سر و تشخیص حرکات سر می باشد. به هنگام نبود بینایی، حس پیکری و وستیبولار تنها حس نگهداره تعادل است. تغییرات وستیبولار خصوصاً به خاطر اهمیت افتادن بعنوان یک عامل خطر ساز برای افراد مسن می باشد.
 
¨     حس لامسه، حس درک عمقی و کاینستزیا: با افزایش سن تغییراتی در حس لامسه نیز اتفاق می افتد کما اینکه در صورت وجود یک حالت پاتولوژیک ویژه، این فرآیند تسریع و تشدید می شود. حس درک عمقی و کاینستزیا بوسیله اعصابی که اطلاعاتی در مورد حرکت یا پوزیشن بدن به ما می دهند فراهم می شود. این گیرنده ها عمدتاً در عضلات، تاندون ها و لابیرنتها قرار گرفته اند با افزایش سن تغییراتی در این حس ها نیز بوجود می آید.
 
¨     حس درد: کاهش تراکم فیبرهای غیر میلینه بعد از 60 سالگی، کاهش ضخامت انتخابی فیبر های غیر میلینه در حدود 1.2 تا
 
1.6 میکرون، کاهش 50 درصدی فیبر های غیر میلینه حول و حوش 65 تا 75 سالگی، کاهش 35 درصدی فیبر های میلین دار حول و حوش 65 تا 75 سالگی، کاهش ضخامت فیبر های آوران میلین دار قطور، کاهش سرعت هدایت عصبی در اعصاب محیطی، کاهش قابل توجه ماده "P" در گیرنده های پوست و گانگلیون های شاخ خلفی، کمر و سینه، تخریب میلین نورون های راه لمینسکال میانی، تغییرات نوروترنسمیتری نخاع، تخریب نورون های شاخ خلفی که باعث اختلال در حس و ادراک حس درد می شوند.
 
¨     حس چشایی و بویایی:گرچه این حواس در طول سالمندی دستخوش تغییراتی اندکی می گردند ولیکن در صورت بیماری ها و اختلالاتی مانند آلزایمر کاهش چشمگیری در عملکرد آنها ایجاد شده، متعاقباً به علت عدم درک حواس مذکور فرد سالمند در خطر مسمومیت ناشی از فساد غذایی و یا حوادثی مانند عدم درک بوهای نامطبوع سوختگی و غیره قرار می گیرد.
 
کاردرمانی در سالمندان
 
کاردرمانی در گروه سالمندان عبارتست از بکارگیری فعالیت های هدفمند جهت افزایش اشتراک فرد سالمند در تمامی امور روزمره. این مداخلات یا فعالیت های هدفمند می تواند شامل تسهیلات کمکی زندگی، ویزیت و آموزش در منزل، ارائه ی مداخلات درمانی در مراکز روزانه سالمندی، خانه های سالمندی و مراکز تجمعات سالمندی سطح بالا باشد. مداخلات عموماً شامل ارزیابی مشکلات و موانع مربوط به وابستگی و ارائه ی راهکارهای درمانی است. اهداف عمده كاردرماني در سالمندان مانند اغلب گرو های هدف در کاردرمانی در نهایت شامل حفظ، بازگرداندن و يا بهبود عملكرد، بهزيستي و نهایتاً بهبود كيفيت زندگي است.با این تفاوت که هدف غایی کاردرمانی در سالمندان کمک به بهزیستی است نه سلامت.
 
در بین اهداف و استراتژی های بیان شده در سالمندان؛ آن دسته از راهبرد هایی که مربوط به حفظ، اعاده و ارتقاء مهارت های خودیاری است بیشترین اهمیت را دارند. به عنوان مثال هدف کاردرمانی می تواند به ایجاد استقلال در پوشیدن یک تکه لباس خلاصه شود. با وجود اینکه این هدف ساده به نظر می رسد ولیکن عدم اجرای مستقل این هدف ساده می تواند مشکلات عدیده ای را در فرد ایجاد نماید و از طرفی کسب این هدف می تواند سایر اهدف درمانی را اعم از بهبود مهارت های حسی- حرکتی، حل مسأله، ادراک فضایی و مهارت های اجتماعی را بهبود ببخشد.
 
نظریه های کاردرمانی در ارتباط با سالمندان
 
Ä   تئوری عقب نشینی (Disengagement) در سال 1961 توسط کامینز و هنری(Cummings & Henry) بیان شد. نظریه پردازان این تئوری معتقدند، سالمندان به طور معمول از فعالیت های قبلی به علت آماده شدن برای مرگ اجتناب می کنند.
 
Ä   تئوری فعالیت(Activity Theory)در سال 1963 توسط هوایرست (Havighurst) بیان شد. وی معتقد بود، اشتغال و فعال بودن در سالمندان باعث می شود ایشان علاوه بر حفظ فعالیت های قبلی در صدد انجام آنها البته به طور موثرتر از قبل هستند.
 
Ä   تئوری پیوستگی(Continuity Theory) در سال 1989 توسط اچلی (Atchley) بیان شد. وی معتقد بود، افراد در مراحل انتهایی زندگی ارزشها، باور ها و ویژگی های فردی خود را حفظ می کنند. همچنین در این نظریه آمده است زمانی که سالمندان از عهده ی انجام فعالیت های قبلی برنیایند می کوشند این فعالیت ها را مجدداً انجام دهند. ویا سعی در جایگزین کردن فعالیت های مشابهی می کنند که بتوانند از عهده انجام آنها برآیند.
 
Ä   تئوری طول عمر (Life span) در سال 1975 توسط نیوگارن (Neugarten) و در سال 1963 توسط اریکسن(Erikson) بیان شد. ایشان معتقد بودند، کهولت و سالمندی، پروسه و مرحله ای است در امتداد رشد طبیعی که نمایانگر یک مرحله ی جدید از زندگی بوده و نیز وظایف خاص این مرحله از رشد می تواند با اتمام و اکمال وظایف مشخص شود.
 
Ä   تئوری مدل کار انسانی(Model of Human Occupation) در سال 2004 توسط کیل هوفنر (Kielhofner) ابداع گردید. هوفنر معتقد بود انسانها یک سیستم باز (پذیرا) بوده و زیرسیستم های اراده، خوگیری و عملکرد اجرایی بر آن تاثیر می گذارند.
 
Ä   تئوری تطابق شغلی(Occupational Adaptation) در سال 1992 توسط شولتز و سکید (Schultz & Schkade) بیان شد. نظریه پردازان این تئوری معتقدند، کار و حرفه در طول عمر تغییراتی میکند و انسان ها نیازمند تطابق با تغییرات کاری هستند.
 
Ä   تئوری شخص، محیط، انتخاب شغل(Person-Environment-Occupational Selection) بهینهسازی(Optimization) و جبران(Compensation) در سال 1997 توسط کریستنسن و باوم (Christiansen & Baum) و در سال 2002 توسط فروند و بالتز(Freund & Baltes) بیان شد. ایشان معتقد بودند، انسان، کار و محیط در ارتباط با یکدیگرند که این ارتباط می تواند مفید یا مسئله ساز باشد همچنین انسانها از طریق این سه مکانیسم توانایی عملکردی خود را تغییر می دهند.
 
فرایند مداخلات کاردرمانی در سالمندان
 
مانند سایر گروه های هدف این پروسه شامل، الف- ارزیابی، ب- اجرای مداخلات آموزشی- درمانی و درمواردی شامل ارزشیابی نهایی تأثیر مداخلات و ترخیص در صورت بستری بودن فرد سالمند است.
 
ª  ارزیابی در کاردرمانی سالمندان
 
1.   ارزیابی جمعیت شناختی
 
 شامل نام، جنس، سن، وضعیت تأهل، شغل قبلی، سطح و طبقه ی اجتماعی، اقتصادی و به طور کلی سطح کیفیت زندگی.
 
2.   ارزیابی مشکلات همراه
 
ارزیابی های خاص به منظور بررسی مشکلات همراه و یا در صورت شک به سایر بیماری هایی است که ممکن است از نظر متخصص پنهان مانده باشد و یا در شرف وقوع باشد. چه بسا درمان به موقع این مشکلات یا تغییر استراتژی درمان می تواند بسیار مثمر ثمر باشد. مانند مشکلات حافظه در ابتدای شروع بیماری های دژنراتیو نورولوژیک اعم از آلزایمر، پیک، دمانس، بیماری های داخلی، ارتوپدیک، روماتولوژیک و غیره.
 
3.   ارزیابی سطح بینش و نگرش مراقبین و خود سالمند نسبت به فرایند سالمندی اعم از ارزیابی
 
پذیرش بی چون و چرای سالمند در محیط زندگی قبلی، پذیرش حمایتی و نسبی سالمند در محیط زندگی قبلی، پذیرش سالمند خارج از محل زندگی قبلی، عدم اطلاعات کافی در مورد پروسه ی سالمندی و مشکلات مرتبط با آن، حساسیت زیاد نسبت به مشکلات سالمندی، وابستگی عاطفی و یا احساس تنفر و گناه نسبت به سالمند و سالمندی، خوش بینی افراطی نسبت به توانایی ها و ناتوانایی های سالمند، انتظارات و توقعات اشتباه در مورد مداخلات مانند امید به استقلال کامل متعاقب ارائه ی مداخلات، وجود مقاومت ها نسبت به اجرای مداخلات
 
4.    ارزیابی مهارت های حرکتی درشت و ظریف
 
جهت ارزیابی مهارت های درشت و ظریف میتوان از آزمون های استاندار عمومی مهارت های حرکتی اعم از Movement ABC Test، Bruininks-Oseretsky Test of Motor Proficiency (B-O)، یا آزمون های استاندارد اختصاصی مانند Jebsen Test of Hand Function و یا Purdue Pegboard Test استفاده نمود. در هر صورت توجه به اجزاء اصلی مهارت های حرکتی اعم از سرعت، دقت، پیوستار و هماهنگی بایستی توجه نمود. البته توجه و تجزیه تحلیل فعالیت های روزمره با تمرکز بر کیفیت مهارت های حرکتی می تواند می تواند یک بینش کلی و در مواردی آگاهی نسبتاً دقیقی به درمانگر بدهد. به عنوان مثال مشاهده ی فرد سالمندی که سعی دارد از یک جوی آب رد شود؛ اطلاعاتی در مورد دامنه حرکتی مفاصل زانو، هانش و مچ پا، قدرت عضلات فلکسور هیپ و زانو، برنامه ریزی حرکتی(Motor planning)، سرعت و پیوستار حرکتی درشت، هماهنگی چشم و پا (Eye- foot Coordination)، تعادل و ثبات وضعیتی(Postural stability)، به ما خواهد داد همینطور با مشاهده فردی که سعی در باز کردن در بطری دارد می توان اطلاعات مهمی در مورد اجزای حرکتی ظریف اعم از رسیدن (Reach)، حمل وسیله(Carry Out)، دستکاری در داخل دست(In hand manipulation)، استفاده دوطرفه از دست ها(Bilateral hand use)، قدرت گرفتن(Grip power)، هماهنگی چشم و دست (Eye- hand Coordination)، سرعت و پیوستار حرکتی و برنامه ریزی حرکتی به ما خواهد داد.
 
5.   ارزیابی قدرت عضلانی
 
با استفاده از داینامومتر دستی(Handheld Dynamometer)، داینامومتر ایزومتریک کامپیوتری(Computerized Dynamometer-Isometric)، داینامومتر ایزوکاینتیک کامپیوتری(Computerized Dynamometer-Isokinetic)، ارزیابی دستی قدرت عضلانی (Manual Muscle Test)، و مشاهده ی انجام فعالیت ها عملی است.
 
6.   ارزیابی تعادل
 
تست های تعادلی(Equilibrium) و غیر تعادلی(Non Equilibrium)و آزمونهای هماهنگی تعادلی(Equilibrium Coordination Tests) بدلیل اهمیت آنها در سقوط، جابجایی و مشکلات جسمانی آتی از اهمیت زیادی برخوردارند لذا در این بخش به طور جامع
 
تری در مورد ارزیابی تعادل بحث می شود. با ذکر این نکته که ارزیابی تعادل بایستی بر موارد ذیل تاکید داشته باشد.
 
*     تعادل پایا (Static Balance) در حالت ایستاده ساکن به عبارتی حفظ راستا و پاسچر با یا بدون چشمان باز.
 
*     محدوده های ثبات (Limits of Stability) با آزمون Functional Reach Test (FRT) جهت ارزیابی حرکات ارادی با حفظ تعادل  در حالتیکه با فلکسون 90 درجه شانه دست را دراز کرده است و Multi-Directional Reach Test (MDRT) زمانی که در حالت فوق تنه به عقب، جلو و طرفین خم شده است.
 
*     کنترل پاسچر پیش بینی کننده (Anticipatory Postural Control) مانند زمانی که بیمار از سطح شیب دار پایین می آید.
 
*     کنترل واکنشی وضعیت (Reactive Postural Control) مانند آزمون سقلمه (Nudge Test)- زدن سه ظربه غیر مترقبه به استرنوم.
 
*     راهبرد های حسی و یکپارچگی حسی (Sensory Strategies and Integration) مانند آزمون Clinical Test of Sensory Interaction in Balance (CTSIB)
 
به طور کلی ارزیابی تعادل در 6 حالت ذیل می تواند انجام شود.
 
1.     در غیاب محدودیت های بینایی.
 
2.     در نابینایی مطلق.
 
3.     در نقایص بینایی شدید.
 
4.      در نابینایی با ایستادن روی فوم جهت درون داد های حس درک عمقی.
 
5.     در نقایص بینایی با ایستادن روی فوم جهت درون داد های حس درک عمقی.
 
6.     در غیاب محدودیت های دیداری با ایستادن روی فوم جهت درون داد های حس درک عمقی.
 
*  مهارت های عملکردی تعادل(Functional Balance Skills) ارزیابی تعدل در انجام فعالیت های روزمره زندگی که البته محدودیت هایی نیز دارد.
 
*  تاثیرات عملکرد شناختی بر تعادل (Effects of Cognitive Demand on Balance) مانند:  توجه و حافظه ی حرکتی.
 
*  خود سنجی فعالیت های تعادلی(Self-Report Measures of Balance Ability) مانند پرکردن مقیاس فعالیت های اطمینان تعادلی خاص Activities-specific Balance Confidence (ABC).
 
7.   ارزیابی راه رفتن وجابجایی
 
ارزیابی راه رفتن و نحوه ی ترنسفر سالمندان، در غیاب مشکل ارتوپدیک(پاژه، شکستگی و..)، و اختلال نورولوژیک حرکتی(ام اس، پارکینسون، سکته و ..) بطورت ارزیابی فازهای مختلف راه رفتن، هماهنگی دست ها، تیلت لگن، پاسچر متقارن، سرعت راه رفتن و سایر زیرمجموعه های ارزیابی راه رفتن انجام می شود با ذکر این نکته که در سالمندان کندی حرکتی، کاهش دامنه، مشکلات تعادل و پاسچر بطور طبیعی وجود داشته و باید بسته به کاهش توانایی عملکردی بیمار ارزیابی شود.
 
8.   ارزیابی روانی- اجتماعی
 
جهت ارزیابی این مورد می توان از ارزیابی مختصر یا کامل وضعیت روانی(MSE) صورت می گیرد. ولیکن در کاردرمانی مواردی که از اهمیت زیادی برخوردارند شامل این موارد است.
 
*     ارزیابی رفتار عمومي شامل: وضعيت ظاهري، سطح فعاليت، وقت شناسي، رفتارهای بي حاصل( اعم از بي قراري، حركات كليشه اي،  خودگویی، اکولالیا و..)، خلق و عاطفه، فرم و محتوای تفکر.
 
*     ارزیابی ويژگي هاي شخصيتي شامل:توجه طلبي، وابستگي/استقلال، مسئوليت پذيري،اعتماد به نفس(عزت نفس، خودپنداره،..)، کنترل تکانه، انتقاد پذيري، پرخاشگري یا رفتارهای عجيب و غريب، توانايي پذيرش اتوريته، نحوه­ ی پاسخ به كنترل ها
 
*     ارزیابی مهارت هاي ارتباطي/ اجتماعی:عمدتاً شامل مهارت های اساسی زندگی بوده و شامل:مهارتهاي ارتباطي كلامي و غیر کلامی، توانايي ابراز وجود، تفکر نقاد، توجه به سايرين، قابليت پذيرش اجتماعي/ مردم آميزي، ميزان مشاركت وهمكاري با سايرين، قدرت تطبيق با گروه، واكنش یا نحوه ی ارتباط با درمانگر و سایرین، ميزان قدرت تاثير و غلبه بر سايرين، دريافت و ابراز واكنش منفي، توانايي نقش پذيري، توانايي تشخيص هويت اجتماعي است.
 
9.   ارزیابی ادراک دیداری
 
این ارزیابی معمولاً در کنار ارزیابی شناختی و جهت ارزیابی اختصاصی مشکلات مربوط به تشخیص شکل از زمینه (Figure Ground Discrimination)، ارتباطات فضایی(Spatial relationships)، موقعیت در فضا (Position in space)، هماهنگی چشم و حرکت (Eye-motor coordination)، ثبات اشکال(Constancy of shape)، تعقیب چشمی (Eye pursuit)، اکمال بینایی (Visual Closure) و کپی کردن طرح ها با ساب تست های غیر استاندارد و ابتدایی و یا آزمون های خاص نوروسایکولوژیک که به برخی از این آزمون ها اشاره می شود.
 
* مجموعه آزمون ادراکی ریورمید (Rivermead Perceptual Assessment Battery)
 
* آزمون دیداری حرکتی بندرگشتالت (Bender Visual Motor Gestalt Test)
 
* آزمون رشدی ادراک بینیایی فراستیگ(Frostig Developmental Test of Visual Perception=DTVP)
 
* آزمون نوروسایکولوژیک لوریا نبراسکا (Luria-Nebraska Neuropsychological test)
 
* مجموعه ارزیابی نورولوژیک کاردرمانی چسینگتن(Chessington OT Neurological assessment Battery) و غیره.
 
10.  ارزیابی فعالیت های روزمره زندگی
 
ارزیابی فعالیت های روزمره زندگی با تاکید عمده روی مهارت های خودیاری با آزمون های استاندارد یا بطور عملکردی انجام می شود. ولیکن بهتر است آزمون های استانداردی مانند:
 
 آزمون ارزیابی مهارت های روزمره زندگی کالمن (Kohlman Evaluation of Daily living Skills)
 
آزمون ارزیابی فعالیت های روزمره میلواکی(Milwaukuee Evaluation of Daily living Skills)
 
آزمون ای وان (A-One) و مقیاس بریستول (Daily Living Scale Bristol Activities of)
 
مقیاس فعالیت های روزمره زندگی کلین- بیل (Klein-Bell Activities of Daily Living Scale)
 
در صورت عدم استفاده از آزمون های استاندارد برای ارزیابی فعالیت های روزمره ی زندگی، می توان با لحاظ نکات ذیل اقدام به ارزیابی با مشاهده انجام اعمال واقعی مبادرت به گرفتن تست نمود.
 
+     ارزیابی ها را بسته به وضعیت مراجع تغییر دهید.
 
+     اندازه گیری مبتنی بر انجام کار بهترین نوع ارزیابی در عرصه است.
 
+     در ارزیابی فرد باید در موقعیت واقعی اجرا بوده و حالت نمایشی نباشد.
 
+     ارزیابی متمرکز بر فعالیت های وسیله ای و مبسوط زندگی(Instrumental or Extended Activities of Daily Living) به جای تمرکز روی فعالیت های پایه یا شخصی زندگی(Personal or Basic Activities of Daily Living) ویا فعالیت های روزمره منزل (Domestic Activities of Daily Living) جامع ترین نوع ارزیابی است.
 
+     ترکیب ارزیابی های متمرکز در یک بخش بصورت واحد الزامی است.
 
+     توجه به نیاز ها، سبک و محل زندگی قبل از شروع مداخلات بسیار مهم است.
 
11.  ارزیابی خواب و تغذیه
 
*    کمیت و کیفیت خواب: اگرچه کمیت خواب در سالمندان تغییرات چشمگیری از حمله ی خواب(Narcolepsy)، بیخوابی(Insomnia) و پرخوابی(Hypersomnia) می تواند داشته باشد، ولیکن علاوه بر موارد مذکور، ارزیابی اغلب بایستی با در نظر گرفتن مشکلات ایجاد کننده اعم از مشکلات جسمی مانند درد، مشکلات روان شناختی مانند اضطراب و افسردگی، تناسب فضای خواب اعم از مناسب بودن جای خواب، نور، صدا و وضعیت آب و هوا  باشد.
 
*    سبک تغذیه ای در سالمندان: شامل کیفیت خوردن و آشامیدن اعم از توانایی حرکتی برای تغذیه، مناسب بودن زمان و نوع غذا، تناسب وسایل مربوط به تغذیه با توجه به ترجیحات قبلی و نیز کمیت و کیفیت بیولوژیک مواد غذایی است که این مورد اخیر اغلب به عهده ی متخصص تغذیه و پزشک است.
 
اجرای مداخلات آموزشی، درمانی و توانبخشی در سالمندان
 
 همانگونه که در فرایند کاردرمانی در سایر گروه های هدف می بینیم. پس از اجرای ارزیابی، نوبت به تعیین اهداف می رسد. معمولاً در پروسه ی کاردرمانی سالمندان، اهداف آموزشی-درمانی از طریق نتایج بدست آمده از ارزیابی های کاردرمانگر، نظریه ی سایر متخصصین و مراقبین، احتیاطات طبی، ارزش ها و ترجیحات خود فرد و اقتضای امکانات(زمانی، مکانی و تسهیلات موجود) تعیین شده و بصورت مکتوب تدوین می شود. سپس نحوه ی ارائه ی مداخلات اعم از استراتژی ها، رویکرد ها و روش های مرتبط با مداخله پیاده می شود. علیرغم اینکه اهداف آموزشی-درمانی در اغلب سالمندان مشابهت دارد ولی توجه به هر فرد به عنوان یک ارگانیسم منحصر به فرد ضروریست، چراکه حتی در روند نرمال سالمندی نیز اختلافات ملموسی در بین افراد مشاهده می شود. همچنین در انجام مداخلات کاردرمانی در این گروه، بیشتر آموزش مطرح است تا درمان زیرا روند سالمندی بیماری نبوده و مداخلات درمانی را نمی طلبد و نیز اغلب مداخلات کاردرمانی جنبه ی پیشگیری دارند؛ مگر اینکه مشکلاتی علاوه بر سالمندی وجود داشته یا در شرف وقوع باشد. در مورد بیماری ها و اختلالات همراه، اهداف و مداخلات بسته به نوع بیماری یا اختلال تعیین می شود. مثلاً در فرد سالمندی با اختلال افسردگی اساسی یا ضربه ی مغزی، به ترتیب استراتژی های خاص مربوط به کاردرمانی روانی- اجتماعی و توانبخشی آسیب های مغزی نسبت به راهبرد های کاردرمانی سالمندان تقدم دارند و علیرغم آن بایستی این استراتژی های خاص به تناسب توانایی های سالمند ارائه شوند. اهداف آموزشی-درمانی در غیاب سایر بیماری ها عمدتاً بر رویکرد توانبخشی(Rehabilitative Approach)، رویکرد آموزشی، مناسب سازی محیط و تجهیزات و آموزش های جبرانی تطابقی استوار است.
 
اهداف اختصاصی کاردرمانی در گروه های سالمندی
 
·      آموزش بیمار جهت ذخیره انرژی و حفاظت از مفاصل.
 
·      حفظ عملکرد جسماني و یا جلوگیری از کاهش عملکرد حرکتی مانند حفظ دامنه حرکتی و استفاده از وسایل تطبیقی زمانی که کاهش دامنه ی مفصلی مشهود است.
 
·      آموزش استفاده از وسایل تطبیقی مانند ویلچیر، ارتز و پروتز یا عصا.
 
·      تطبيق و مناسب سازي محيط زندگي يا اشتغال (به گونه اي كه منجر به كارايي بهتر شود) مثل تعدیلات محیط برای مواردی که نقص بینایی وجود دارد شامل ممانعت از نور زیاد، افزایش کنتراست رنگی و غیره.
 
·      بهبود يا آموزش تطبیق با مشكلات پردازش و يكپارچگي حسي.
 
·      ارايه راهبردهاي جبراني و ترميمي جهت مشكلات شناختي(از جمله توجه، حافظه، حل مسئله) مانند شماره گذاری و علامت دار کردن تجهیزات اطراف.
 
·      مديريت منزل (خريد، تدارك غذا، مديريت بودجه، مدیریت هزینه ها، نظافت و ...).
 
·      بهبود توانايي نقل مكان و جابجايي (خواه در منزل و يا در اجتماع) و پيش گيري از سقوط (Falling).
 
·      ارزيابي توانايي عملکرد های سطح بالاتر مانند رانندگي، تدریس و غیره..
 
·      آموزش برنامه ربزي و اجراي فعاليت هاي اوقات فراغت.
 
·      مداخلات آموزشی خانواده.
 
·      مديريت درد.
 
استراتژی ها و رویکرد های رايج كاردرماني در سالمندان
 
ª  استفاده از روش های فعالیت درمانی انفرادی و گروهی (با تاکید بر فعالیت های کاری(Task Activities)، خودیاری، هنری و صنایع دستی).
 
ª  تمرین درمانی و درمان های دستی؛ با تاکید بر رویکرد های بایومکانیکال و حسی- حرکتی و گاهاً مکانوتراپی(مانند گروه های ورزشی، یکپارچگی حسی و گروه های ادراکی-حرکتی).
 
ª  رويكرد تطبيقي (استفاده از وسايل و تجهيزات كمكي، مناسب سازی محیط).
 
ª  گروه درماني مبتنی بر فعالیت یا رواندرمانی گروهی(با تاکید بر فعالیت های مشارکتی- اجتماعی و تشکیل گروه های بحث و خودبیانگری).
 
ª  استفاده از رویکرد های آموزشی( مانند آموزش مهارت های خودیاری، آموزش روانی فرد و خانواده، آموزش مهارت های روانی- اجتماعی).
 
ª  توانبخشي شناختي با تاکید بر، باز آموزی مهارت های ادراکی- حرکتی از دست رفته، مشکلات توجه، حافظه.
 
ª  استفاده از فعالیت های مبتنی بر روان درمانی(مانند نقش گذاری روانی و نمایش درمانی، قصه درمانی و هنر درمانی).
 
ª  استفاده از اصول درمان های آلترناتیو (مانند موسیقی درمانی).
 
ª  مداخلات خانواده (مانند آموزش مکانیسم های انطباق، آموزش روانی، آموزش اصول سالمندی، روان درمانی حمایتی).
 
ª  مداخلات پیش حرفه ای و حرفه ای(با توجه به وضعیت گروه هدف(سالمندان)، مداخلات پیش حرفه ای و حرفه با تاکید بر شغل قبلی بیمار می تواند جهت کمک به پیشرفت سایر استراتژی های درمانی باشد و لزوماً مانند سایر گروهها در صدد بهبود وضعیت اقتصادی فرد سالمند نیست).
 
تمرینات فیزیکی مبتنی  بر یافته ها در افراد سالمند
 
هرم تمرینات فیزیکی و ورزش در دوران سالمندی به ترتیب از قاعده(بیشترین مقدار) به رأس(کمترین مقدار)
 
سطح 1: فعالیت های ورزشی روزانه شامل:
 
·     راه رفتن به جای دویدن، رمپ به جای پله، فعالیت های مربوط به نظافت، آرایش و تزیین باغچه، فعالیت های ورزشی فعال مانند گلف، بولینگ وغیره.
 
سطح 2: فعالیت های ورزشی 5 تا 6 روز در هفته شامل:  
 
·    ورزش های فعال و فعالیت های تفریحی مانند رقص، تنیس، راهپیمایی استقامتی و شنا.
 
·     فعالیت های اکتیو ایروبیک مانند تردمیل، دوچرخه و دو.
 
سطح 3: فعالیت های ورزشی 2 تا 3 روز در هفته شامل:
 
·    تمرینات کششی فعال، یوگا و استرچ وضعیتی.
 
·       تمرینات تقویت عضلانی مانند تمرینات با وزنه و تمرینات سوئدی.
 
سطح 4: فعالیت های ورزشی بسته به موقعیت زمانی(گاهگاه) شامل:
 
·       زندگی محدود به حالات نشسته مانند تماشای تلویزیون و کار با کامپیوتر
 
جدول مربوط به تمرینات فیزیکی، اجزاء، اندیکاسیون ها و کانتراندیکاسیون ها در سالمندان
   
نوع تمرین
پارامتر های تمرینات
منافع
احتیاطات
کشش
کشش پایدار 10 تا 30 ثانیه ای برای چهار اندام با 4 تکرار و 2 الی 3 روز در هفته یا روزانه
افزایش انعطاف پذیری و دامنه حرکتی مفاصل، کاهش خطرات آسیب جسمانی و بهبود عملکرد حرکتی
کشش بایستی تا آستانه درد باشد
کشش/ مقاومت
کشش مقاومتی متوسط به بالا، با 8 الی 12 بار، با 1 الی سه تکرار، سه بار در هفته
افزایش قدرت، تحمل، تحرک، بهبود فعالیت های روزمره مانند تحمل بالا رفتن از پله، بهبود کیفیت زندگی و بهزیستی.
حرکات کنترل شده، لحاظ کردن احتیاطات، کشش تا آستانه درد
تعادل
تمرینات داینامیک و استاتیک، تمرینات خاص کنترل پاسچر، تای چی، تمرینات ترکیبی
افزایش عملکرد اجرایی و کاهش خطر سقوط
در نظر گرفتن احتمال سقوط با نظارت بسته، ایمن کردن محیط،  و استفاده از وسایل کمکی
تحملی/ایروبیک
استفاده از تجهیزات ارگومتری یا تجهیزات ساده ی ایروبیک مانند پدال، دوچرخه، تردمیل، قایق و سکان با توجه به سطح تحمل قلبی-عروقی و تنفسی
افزایش چالاکی، بهبود کیفیت زندگی و بهزیستی
تست ورزش در صورت نیاز و چک کردن دستی علایم حیاتی یا مانیتورینگ.  
 
تمرینات کششی می تواند شامل موارد ذیل باشد:
 
·      استاتیک (Static): نگهداشتن کشش برای یک مدت زمان محدود و سپس ریلکسیشن.
 
·      بالستیک(Ballistic): حرکات قوی و تکراری زمانی که عضلات سریع کشیده و رها می شوند.
 
·      تسهیل پاسخ های عصبی عضلانی با تحریک حس درک عمقی(PNF): انقباض ایزومتریک و استرچ پسیو متناوب.
 
·      داینامیک (Dynamic): مفاصل در حداکثر دامنه شان به طور مکرر باز و بسته می شوند مانند رقص و تای چی.
 
ملاحظات مروبوط به تمرینات ورزشی در سالمندان
 
*     از دستورالعمل های ساده با ژست حرکتی مورد نظر استفاده نمایید.
 
*     از مناسب بودن مرحله گرم کردن و سرد کردن مطمئن شوید..
 
*     احتیاطات مربوط به محدودیت های فیزیکی، مسائل اسکلتی- عضلانی و اختلالات مزمن را در نظر بگیرید.
 
*     جلسات تمرینی بایستی کوتاه مدت و درجه بندی شده باشند.
 
*     از انواع انقباضات عضلانی استفاده نمایید.
 
*     برنامه ریزی بایستی با لحاظ کردن تمامی جوانب باشد( قدرت عضلانی، تعادل، تحمل و انعطاف پذیری).
 
*     علائم حیاتی مانند نبض، ضربان قلب، تنفس، پوست و استرس گرمایی را بررسی کنید.
 
*     درحین انجام فعالیت از تست صحبت کردن نیز استفاده کنید.
 
*     ممکن است فرد سالمند قدرت مقابله با استرس، اعمال نیرو و سرعت عمل پایینی داشته باشد.
 
*     در سالمندان استعداد آسیب های جسمی مانند رگ به رگ شدگی و پیچ خوردگی بالاست.
 
*     قدرت جذب اکسیژن در افراد سالمند پایین و متعاقباً خستگی سریع رخ می دهد.
 
کانتراندیکاسیون های فعالیت های فیزیکی در سالمندان
 
+     در صورت بروز علائم ذیل بایستی از تمرینات ورزشی اجتناب نمود
 
+     درد قفسه سينه، درد گردن و فك پائين، احساس سرگيجه و يا حالت گيجي، تنگي نفس، احساس خستگي شديد، بهم خوردن حالت تعادل، حالت تهوع يا استفراغ، درد شديد عضلات و مفاصل، تپش قلب
 
نکات کلیدی در انجام فعالیت های فیزیکی
 
شروع تمرینات فیزیکی با شدت و فرکانس کم آغاز به تدریج ميزان فعاليت بیشتر شود و در انتهای تمرینات به تدريج كم شود تا خطر عوارض قلبي كاهش يابد. قطع ناگهاني ورزش در حالي كه بدن گرم است ممكن است باعث ايجاد سنكوب گردد. هرگز در طي انجام تمرینات فیزیکی نبايد نفس خود را نگه داشت. بيشترين آسيب اندامها در افراد سالمند در قوزك پا ديده مي‌شود. برای کاهش آسيب اندامها علاوه بر بكار بستن اقدامات گفته شده در قسمت زمين خوردن، بهتر است از ورزش در سطوح ناصاف خودداري شود به جاي دوچرخه سواري از دوچرخه ثابت در منزل استفاده شود. بي‌حركتي مي‌تواند باعث بدتر شدن سائيدگي مفصلي گردد.  لذا در صورت انجام ورزش به روش و ميزان صحيح، نبايد نگران سائيدگي مفصل در اثر ورزش بود.
 
پیشگیری از کمردرد در سالمندان
 
*    از بلند كردن اجسام سنگين خودداري گردد. در آغوش گرفتن و بلند كردن كودكان مي‌تواند باعث شكستگي ناگهاني مهره كمري
 
شود. در افرادی که توانائی حرکت کمر و زانو،  حفظ شده است، برای بلند کردن اجسام  بجای خم کردن کمر، زانوها خم شوند. بطور کلی خم شدن از کمر باعث فشار به ستون فقرات کمری می گردد.
 
*    قبل از عطسه يا سرفه عضلات شكم سفت شوند. اين كار باعث مي‌شود فشار كمتري به عضلات كمر وارد شود.
 
*    ورزشهاي كمر به طور مرتب انجام گردد.
 
*    براي كاهش فشار به كمر هنگام خوابيدن روي تخت ابتدا در لبة تخت نشسته سپس كمي روي لگن چرخيده، سپس زانوهاي بالا آورده شود و بعد به آرامي كمي خم شده وبالاتنه توسط بازوها بالا كشيده شود. براي خارج شدن از تخت اين كارها برعكس انجام مي شود.
 
*    در صورت نياز به نشستن طولاني مدت، هر بيست دقيقه بلند شده و كمي به كمر كشش ملايم داده شود.
 
*   در صورت وجود كمردرد، هنگام رانندگي هر بيست دقيقه تا نيم ساعت از اتومبيل پياده شده و چند قدم راه رفته و به كمر كشش ملايم داده شود. هنگام پياده شدن از اتوموبيل از دستها کمک گرفته شود.
 
روشها و تجهیزات تعدیل برای مشکلات شنوایی در سالمندان
 
استفاده از سمعک، نگاه کردن مستقیم به صورت فرد در حین مکالمه، گرفتن توجه دیداری قبل از شروع گفتگو، تکلم واضح با تن آرام و سرعت متوسط، طرز برخورد آرام بدون تکانه ی فیزیکی، اطمینان از اینکه فرد ما را به خوبی می بیند، تعدیلات مربوط به بینایی مانند نور و درخشندگی زیاد، ممانعت از فریاد و صدای بلند، تکرار عبارات و جملات، استفاده از تجهیزات کمکی شنیداری مانند بلندگو، هدفن و دوریاب، مفروش کردن کف اتاق، استفاده از سقف کاذب، رومبلی و پرده جهت جلوگیری از رافه های مزاحم، اجتناب از ایجاد همهمه، استفاده از تجهیزات هشداری غیر صوتی مانند وسایل ویبراسیون و افکت های دیداری برای موبایل، زنگ خانه، تلفن ثابت، سیستم هشدار دود و تجهیز سیستم کنترل صوتی تلفن.
 
روشها و تجهیزات تعدیل برای مشکلات بینایی در سالمندان
 
عینک مطالعه، ذره بین، دوربین، قلم های هایلایت غیر انعکاسی یا فلوئورسانس، بزگنمایی الکترونیکی(Electronic magnification) در کامپیوتر و یا استفاده از درشت نمای اوپک و ویدئو پروژکتور. البته در استفاده از تجهیزات بایستی به سطح مهارت های حرکتی ظریف، قدرت گرفتن و هندلینگ وسیله، موانع زیبایی شناختی، محدوده ی دیداری، حافظه، پراکسی، صرفه اقتصادی آن نیز توجه کرد. استفاده از محرکات و فیدبک های صوتی و لمسی چایگزین، کیفیت نور و موضع تابش نور، اجتناب از نور های فلوئورسانس، محدود کردن آشفتگی بینایی مانند محدود کردن تابلو وتصاویر، استفاده از تصاویر با پس زمینه یک رنگ، شماره گذاری اشیاء، بزرگ کردن مصالب مورد مطالعه، عدم استفاده از کتب و مجلات فتوگلاسه و نواربندی لبه ی اشیاء و وسایل مانند پلکان.
 
هرم غذایی در دوران سالمندی به ترتیب از قاعده(بیشترین مقدار) به رأس(کمترین مقدار)
 
Ø       نان، غلات، برنج و حبوبات سبک و مواد مرتبط
 
Ø       سبزیجات، صیفی جات و میوه ها
 
Ø       گوشت قرمز، ماهی، مرغ، لوبیا و سویا، تخم مرغ و آجیل و لبنیات
 
Ø       چربی ها و قند ها
 
راهبرد های مربوط به بهبود عملکرد حافظه در سالمندان
 
کمک های خارجی
 
·      همراه داشتن یک دفترچه یادداشت در جیب یا کیسه برای حفظ یادآور ها، نت ها، راهنمایی های برای مقاصد نا آشنا و غیره.
 
·      گذاشتن پیام های هشدار روی تجهیزات و وسایل.
 
·      همراه داشتن یک تقویم جیبی برای یادآوری و نشانه گذاری قرار ها و مناسبات.
 
·      نوشتن یادآور با ماژیک وایت برد روی آینه ها.
 
 راهبرد های آموزشی داخلی
 
·      توجه کردن و تمرکز واقعی روی مواردی که قصد یادآوری دارند.
 
·      تمرین، تکرار و خودآزمایی اطلاعات.
 
·      استفاده از ریلکسیشن قبل از پرداختن به حفظیات و یادآوری.
 
·      اختصاص یک محل خاص برای گذاشتن وسایلی که زود گم می شوند.
 
·      ایجاد یک تصویر ذهنی با شخص یا شی مورد یادآوری.
 
·      سازمان دهی لیست موارد حفظی مانند سازمان دهی بر اساس حروف الفبا.
 
·      شکستن و خرد کردن لیست مذکور به گروه ها یا دسته های مشابه
 
بهداشت خواب در سالمندان
 
-     انجام ورزش در طي روز باعث بيشتر شدن زمان خواب و بهتر شدن كيفيت خواب مي‌شود. ورزش شديد قبل از خواب باعث بي‌خوابي مي‌شود.
 
-     بايد شب در ساعت مشخصي خوابيد و صبح در ساعت مشخصي بيدار شد. حتي براي يك شب نبايد برنامه خواب بهم بخورد.
 
-     بايد از تخت فقط براي خوابيدن استفاده كرد. مطالعه، تماشاي تلويزيون و يا غذا خوردن در تخت باعث ايجاد بي‌خوابي مي‌شود.
 
-     نبايد چند ساعت قبل از خواب قهوه وچاي نوشيد. قبل از خواب نبايد مايعات زياد نوشيد.
 
-     بايد از چرت زدن مكرر در طي روز پرهيز كرد.
 
-     تمام برنامه هاي روزانه بايد منظم باشد (مثل زمان غذا خوردن، زمان ملاقات، زمان پياده روي).
 
-     گرسنگي يا پر بودن معده باعث بي‌خوابي مي‌شود. قبل از خواب مي‌توان غذاي مختصری حاوي مواد نشاسته‌اي ميل كرد ولي بايد از خوردن شام در اواخر شب پرهيز كرد.
 
-     براي شام بهتر است از لبنيات استفاده شود.
 
-     از تماشاي تلويزيون حداقل دو ساعت قبل از خواب پرهيز شود (مي‌توان به راديو گوش داد).
 
-     مي‌توان قبل از خواب دوش آب‌گرم گرفت. دماي هوا در اتاق خواب كمي پايين‌تر از معمول باشد.
 
-     از كشيدن سيگار خودداري كرد.
 
راهبرد های مربوط به جلوگیری از سقوط(Failing) در سالمندان
 
*    مداخلات طبی مانند گزارش به پزشک جهت تعدیل داروهایی که باعث سرگیجه و یا هایپرتانسیون ارتواستاتیک شده و نهایتاً باعث سقوط فرد می شود.
 
*    راهبرد های توانبخشی مانند تمرینات درمانی، اصلاح کفش(مانند کفش تخت، کتانی، کفش با زیره ی زبر)، کراچ، واکر، عصا. راهبرد های روانی- اجتماعی و آموزشی مانند آموزش کنترل ترس و اضطراب مخصوصاً در افرادی که سابقه ی سقوط داشته اند، اصلاح طرحواره های غلط در مورد ناتوانی و حتی توانایی ها، بهبود عزت نفس و خودکارآمدی، کاهش اشتغالات فکری با ایجاد مشکلات ناشی از سقوط، آموزش جرأت ورزی و حل مسأله، بهبود وضعیت شناختی مانند توجه و پردازش.
 
*    راهبردهای مراقبین مانند گفتگو و بحث در مورد علت سقوط، نشان دادن پیش آگهی و مشکلات روانی، اجتماعی و اقتصادی ناشی از سقوط، ایجاد بینش واقعی و جلوگیری از افراط و تفریط فکری، ایجاد راهکارهایی برای جلب مشارکت های سایرین.
 
*    مناسب سازی محیط اعم از ممانعت از عبور و مرور سالمند روی کف لیز و مرطوب مانند، استفاده از عایق کف زبر، استفاده از چسب(ترمز) فرش، استفاده از زیرانداز ورودی و خروجی در، عدم استفاده از موکت یا زیرانداز های منقوش، استفاده از نوارهای دوطرفه در لبه ی قالی، استفاده از حفاظ، نرده، دستگیره و چنگک در حمام، پله و دستشویی، استفاده از کلید های چند زمانه در راهرو یا پلکان، تعدیل و افزایش روشنایی، استفاده از آباژور یا چراغ خواب، استفاده از دستگیره و کلید هایی که کاملاً دیده شوند، نصب کلید های هوشمند، عدم استفاده از رومیزی و پایه، عدم استفاده از میز های بی ثبات، عدم استفاده از شیشه و آینه رومیزی، قرار دادن اشیاء پراستفاده در قفسه های میانی، استفادی از گیره قفلی، استفاده از میله و دستگیره حمام، استفاده از کاسه توالت قابل تنظیم با رنگ مرئی، استفاده از گیره های داخل وان، نصب پایه صابون، اضافه کردن دستگیره به دوش، تعدیل ارتفاع تخت از زمین، چفت کردن پایه های تخت روان، حداکثر ارتفاع پله 12 اینچ، استفاده از ترمز پله، تعمیر قسمت های فرسوده صندلی، علامت دار کردن لبه صندلی، مناسب کردن ارتفاع صندلی، ارتفاع صندلی بایستی طوری باشد که کف پاها روی زمین قرار گرفته و نشیمن گاه حدوداً 15 تا 18 اینچ باشد، همچنین ارتفاع بازوهای صندلی 7 اینچ بالای نشیمنگاه باشد. لباس های راحتی نبایستی بلند باشد، تلفن های ضروری مانند اورژانس در دسترس باشد.
 
 
 
 
 
منابع
 
·      Geriatric rehabilitation manual. Timothy L. Kauffman
 
·      Geriatric rehabilitation. Laura W. Lee, Hilary C. Siebens.
 
·      Geriatric rehabilitation. Jennifer M. Bottomley, Carole Bernstein Lewis.
 
·      Geriatric physical therapy. Carole Bernstein Lewis, Jennifer M. Bottomley
 
·      Geriatric Issues in Occupational Therapy: A Compendium of Leading Research. Mary Corcoran
 
·      Functional performance in older adults. Bette R. Bonder, Vanina Dal Bello-Haas.
 
·      Occupational Therapy: Practice Skills for Physical Dysfunction. Pedretti W L, Early M B.
 
·      Occupational Therapy for Physical Dysfunction. Trombly C, Vining R.
 
·      Occupational therapy interventions and physical activity interventions to promote the mental wellbeing of older people in primary care and residential care. National Institute for Health and Clinical Excellence.
 
·      Harrison's Principles of internal medicine. Anthony S. Fauci, et al.
 
·      Cecil Medicine. LEE GOLDMAN, et al.
 
·      Kaplan and Sadock's Synopsis of Psychiatry.Benjamin J. Sadock, Virginia A. Sadock.
                    
  با آرزوی موفقیت
ترجمه و گردآوری: حسن زیرکی
 بهار 90
 
 
 

توانبخشی در ایدز

 

توانبخشی در ایدز

 

Rehabilitation in AIDS

 

v  مقدمه

 

در سال1981، هشت مورد وخیم از ابتلا به بیماری کاپوسی سارکوما (یکی از انواع خوش‌خیم‌تر سرطان)، در میان مردان همجنسگرای نیویورک گزارش شد. تقریباً هم‌زمان با این موارد، شمار مبتلایان به یک عفونت ریوی نادر در کالیفرنیا و نیویورک بالا رفت. با این که در آن زمان عامل شیوع ناگهانی این دو بیماری مشخص نشده بود، اما معمولاً از این دو واقعه پزشکی به عنوان آغاز ایدز یاد می‌کنند. سر انجام عامل اين بيماري نوپديد در سال1983 توسط محققين انستيتو پاستور فرانسه مشخص گرديد، ایشان بيماري مذكور را ايدز یا نشانگان نقص ایمنی اکتسابی(Acquired Immune Deficiency Syndrome=AIDS)نامیده و بعد ها علت ایجاد کننده ی آنرا ويروس نقص ایمنی انسانی(Human immunodeficiency Virus=HIV) ناميدند. این ویروس باعث نقص شدید سیستم ایمنی و نهایتاً باعث بروز عفونت، نئوپلاسم و سندرم های خاصی می شود. ويژگيهاي بيماري ایدز نیز از جمله سرعت انتقال و گسترش، جهانگيري، ميزان كشندگي و معلوليت بالا، صعب العلاج یا غیر قابل علاج بودن و همچنين نهفتگي آلودگي آن به معضلي بهداشتي، اجتماعي، اقتصادي مبدل گرديده و جوامع بين المللي و سازمانهاي رسمي و غير رسمي را وادار نمود كه در مقابله با آن تلاش نمايد. اين بيماري لاعلاج و خانمانسوز كه بلاي قرن ناميده مي شود، با سرعت غير قابل تصور به تهديد سلامت كليه جوامع پرداخته به گونه اي كه تلفات ناشي ازاين بيماري تا آخر قرن حاضر بيش از تلفات وبا و طاعون در قرن نوزدهم بوده است. از سال ۱۹۸۸ به منظور افزایش بودجه‌ها و همچنین برای بهبود آگاهی، آموزش و مبارزه با تبعیض‌ها اول دسامبر هر سال (۱۰ آذر) به عنوان روز جهانی ایدز معین شده‌است و هر سال برای این روز شعاری نیز در نظر گرفته می‌شود.

 

v HIV و روش های انتقال آن

 

HIV یک رتروویروس مرتبط با ویروس لوسمی سلول تی انسانی (Human T-cell Leukemia Virus=HTLV) است. حداقل دو نوع از این ویروس شناخته شده اند(HIV-1 و HIV-2)، انواع دیگری نیز احتمالاً در صورت وجود تحت عناوین(HIV-0) طبقه بندی می شوند. ویروس HIV-1عمده ترین عامل آلودگی را شامل می شود. این ویروس در تمام مایعات بدن بیماران وجود دارد. روشهای انتقال آن عبارتند از مقاربت با جنس مخالف یا هم جنس، انتقال از طریق سوزن مشترک، محصولات خونی و اقدامات طبی، از طریق مادر به جنین که البته این شیوه های انتقال به صورت درصدی بیان می شود. بیماری ایدز 8 تا 11 سال پس از شروع عفونت ایجاد می گردد که با تجویز دارو های ضد ویروسی مدت آن افزایش می یابد. عمدتاً ویروس HIVبه گیرنده CD4 موجود بر روی لنفوسیت های T4 متصل سپس ویروس RNA خود را به داخل لنفوسیت تزریق و باعث می شود تمامی لنفوسیت فلج شده و سیستم ایمنی بدن از بین برود.

 

v  اپیدمیولوژی

 

تخمین زده می شود 22 میلیون نفر آلوده به ویروس HIV هستند که احتمالاً بیش از نصفی از آنها از بین خواهند رفت. نسبت مرگ و میر به ابتلاء از دهه ی 1990 با پیشرفت درمان ها کمتر شده است. با این حال در سیاهپوستان این نسبت بیشتر است. همچنین درصد بالایی از موارد ابتلا و مرگ در بین نوجوانان کشور های در حال توسعه بوده و در زنان نیز رو به افزایش است.

 

v     تشخیص

 

آزمایشات سرمی: شامل روش های تشخیص آنتی بادی های ویروسHIV یعنیEnzyme Linked Immunosorbent Assay=ELISA و آزمایش لکه غربی(Western Blot) است. که اولی به عنوان تست اصلی و دومی برای تأیید نتیجه استفاده می شود. مورد مهم در این آزمایشات زمان تبدیل سرمی(Seroconversion) یعنی تغییر نتیجه آزمایش آنتی بادیHIV از حالت منفی به مثبت متعاقب عفونت با ویروس است که معمولاً 6 تا 12 هفته طول میکشد. این آزمایشات اندیکاسیون هایی دارد که بایستی قبل از اقدام به بررسی آزمایشگاهی مدنظر قرار بگیرد. مانند گروه های پرخطر، بیمارانی که خودشان تمایل به انجام دارند، بیماران دارای علایم عفونت، زنان ویژه که قصد باردار شدن دارند، اهداء کنندگان خون، عضو یا منی و بیماران مبتلا به زوال عقل در یک گروه پرخطر.

 

v     تظاهرات بالینی

 

سازمان جهاني بهداشت روشي براي تعريف افراد HIV مثبت در مراحل مختلف بر اساس علائم باليني دارد كه بعنوان سيستم مرحله بندي WHO براي عفونت HIV و بيماري ايدز شناخته مي‌شود.

 

+     مرحله باليني يك

 

·      بدون علامت.

 

·      لنفادنوپاتي منتشر و پايدار.

 

+     مرحله باليني دو

 

·      كاهش وزن كمتر از 10% كل وزن بدن.

 

·      تظاهرات پوستي مينور مثل درماتيت، خارش، زخم هاي دهاني عودكننده، عفونت قارچي ناخن.

 

·      هرپس زوستر در پنج سال گذشته.

 

·      عفونت هاي دستگاه تنفسي فوقاني عود كننده مثل سينوزيت چركي و غيره.

 

+     مرحله باليني سه

 

·      كاهش وزن بيش از 10% كل وزن بدن.

 

·      اسهال طول كشيده بدون توجيه (بيش از يك ماه).

 

·      تب طول كشيده بدون توجيه (مداوم يا گهگاهي) بيش از يك ماه.

 

·      برفك دهاني.

 

·      لوكوپلاكي پرزي دهاني.

 

·      سل ريوي در يك سال اخير.

 

·      عفونت هاي باكتريايي شديد (‌پنوموني، پيوميوزيت).

 

+     مرحله باليني چهار

 

·      سندروم تحليل منتشر بدن.

 

·      پنوموني.

 

·      توكسوپلاسموز مغز.

 

·      كريپتوسپوريديوز و/يا ايزوسپوريازيس با اسهال براي بيش از يك ماه.

 

·      كريپتوكوكوز خارج ريوي.

 

·      بيماري سيتومگالو ويروسي ارگاني غير از كبد، طحال، غدد لنفاوي.

 

·      عفونت با هرپس سيمپلكس پوستي مخاطي بيش از يك ماه يا احشايي براي هر مدت زماني.

 

·      لوكوانسفالوپاتي پيشرونده چند كانوني.

 

·      كانديدياز مري، تراشه، برونش يا ريه.

 

·      مايكوباكتريوز آتيپيك منتشر.

 

·      سپتي سمي سالمونلاي غيرتيفوئيدي.

 

·      سل خارج ريوي.

 

·      لنفوم.

 

·      ساركوم كاپوسي.

 

·      انسفالوپاتي.

 

·      سرطان مهاجم گردن رحم.

 

البته لازم به ذکر است این مرحله بندی برای افراد بزرگسال بوده و در کودکان متفاوت است. لذا جهت اطلاع بیشتر به متون بیماری های داخلی-عفونی مراجعه شود.

 

v     مشکلات و بیماری های همراه

 

*     اختلالات نورولوژیک خفیف مانند

 

·      ظهور رفلکسهای اولیه.

 

·      اختلال هماهنگی حرکتی.

 

·      پارزی و ضعف عضلانی.

 

·      مشکلات راه رفتن.

 

·      کندی روانی حرکتی.

 

·      اختلال در مهارت های ادراکی-حرکتی.

 

·      اختلالات شناختی مانند نقص توجه و تمرکز، حل مساله، آپراکسی و آگنوزی، مشکلات حافظه و اختلال قضاوت، بینش، تکلم، ادراک و تفکر.

 

*     اختلالات نورولوژیک شدید مانند دمانس

 

*     اختلالات روانپزشکی

 

·      دلیریوم.

 

·      اختلالات اضطرابی.

 

·      اختلالات سازگاری.

 

·      اختلالات خلقی.

 

·      سوء مصرف مواد.

 

·      خودکشی.

 

·      نگرانی وسواسی نسبت به سلامتی و متعاقباًً اختلال وسواسی- جبری، حملات پانیک و هایپوکندریازیس دیده شود..

 

v     پیشگیری

 

معمولاً پیشگیری هم برای ممانعت از آلودگی و هم برای جلوگیری از آلوده کردن سایر افراد تمهیدی بسیار قوی و نتیجه بخش تر از درمان است. در اینجا به برخی پیشگیری های مهم درمورد ایدز اشاره می شود.

 

·    عدم بی بندوباری جنسی و محدود کردن تماس های جنسی با فردی که شناخت کافی و فاداری متقابل دارید.

 

·    انجام فعالیت جنسی ایمن تر با ملاحظات بهداشتی.

 

·    استفاده صحیح از تجهیزات جنسی محافظ.

 

·    ترک کامل سوء مصرف مواد در صورت توانایی و یا تبدیل روش های تزریقی به خوراکی و تدخین در صورت ناتوانی.

 

·    استفاده از سوزن وسرنگ استریل درصورت ادامه تزریق و پرهیز از استعمال سرنگ های مشترک.

 

·    اجتناب از عفونت از طریق تماس با فراورده های خونی، یا تجهیزاتی که مستقیماً مربوط به خون می شوند.

 

·    اطمینان از مورد آزمایش قرار گرفتن خون قبل از تزریق آن در موارد ضروری.

 

·    اطمینان از ضدعفونی شدن تجهیزات اهدای خون، عضو و یا مایع منی و یا انتقال آن.

 

·    عدم شیردهی به نوزاد در صورت آلوده بودن مادر و سالم بودن کودک.

 

·    عدم استفاده از تجهیزات شخصی دیگران مانند تیغ، مسواک و حتی ماشین ریش تراشی.

 

v       درمان ایدز

 

ª       دارودرمانی

 

در درمان مبتلایان به ایدز غالباً در همه ی موارد اولین درمان بعد از تشخیص قطعی، دارودرمانی است. داروهای ذیل به صورت داروهای اصلی درمان ایدز استفاده می شوند. بدیهی است علاوه بر داروهای ذیل الذکر، سایر داروها به عنوان درمانهای علامتی بسته به وضعیت بیمار مورد تجویز قرار می گیرد. مثلاً در صورت وجود نئوپلاسم، علایم روانپزشکی، علایم نورولوژیک و یا سایر علایم به تناسب مشکل، مداخلات درمانی بعدی نیز اضافه بر درمان اصلی توسط متخصص مربوطه اعم از انکولوژیست، نورولوژیست، روانپزشک و سایر متخصصین مورد استفاده قرار می گیرد. حتی در صورت لزوم جراحی و سایر روش ها مانند رادیوتراپی نیز بکار خواهد رفت. همچنین داروهای اصلی در درمان ایدز می تواند در طبقه بندی های مختلف اندکی تفاوت با هم داشته باشد. با وجود این، داروهای زیر در همه ی طبقه بندی ها وجود دارد.

 

 

گروه دارویی

زیرگروه ها

داروهای اصلی(اسامی ژنریک، تجاری و اختصاری)

ضد رترو ویروس ها

مهار کننده های نوکلئوزیدی نسخه

برداری معکوس

زیدوودین[(Aidovudine)،(Retrovir) ، AZT یاZDV]

دیدانوزین[(Didanosine)،(Videx) ، ddI]

زالسی تابین[(Zalcitabine)،(Hivid) ، ddC]

استاودین[(Stavudine)،(Zerit) ، d4T]

لامی وودین[(Lamivudine)،(Epivir) ، 3TC]

آباکاویر[(Abacavir)،(Ziagen) ]

مهار کننده های غیرنوکلئوزیدینسخه

برداری معکوس

نویراپین[(Neviropine)،(Viramune) ]

دلاویردین[(Delavirdine)،(Rescriptor) ]

افاویرنز[(Efavirenz)،(Sustiva) ]

مهار کننده های پروتئاز

ساکیناویر[(Saquinavir)،(Invirase,Fortovase) ]

ریتوناویر[(Ritunavir)،(Norvir) ]

ایندیناویر[(Indinavir)،(Crixivan) ]

نلفی ناویر[(Nelfinavir)،(Viracept) ]

آمپرناویر[(Amprenavir)،(Agenerase) ]

مهارکننده های ورود HIV

فوزیون(Fuzeon)

بازدارنده‌های گیرنده کموکاین

میراویراک(Maraviroc)

مهارکننده های اینتگراز HIV

رالتگراویر(Raltegravir)

 

 

ª  سایر درمان ها

 

اغلب شامل درمان های روانشناختی(روان درمانی های فردی و گروهی)، استفاده از طب مکمل مانند هومئوپاتی، طب سوزنی، درمان های طبیعی و کایروپراکتیک است که در کنار روش های توانبخشی استفاده می شود.

 

v       کاردرمانی در ایدز

 

دامنه ی مداخلات کاردرمانی در این بیماران می تواند شامل مداخلات کوتاه مدت کاردرمانی در فاز تسکینی(palliative) برای بیماران در مراحل آخر بیماری و یا مداخلات بلند مدت برای ایجاد استقلال در مدیریت امور روزمره ی زندگی، بهزیستی و بهبود کیفیت زندگی در طول دوره ی کمون بیماری باشد. که در مداخلات اخیر کاردرمانگر بایستی تمرکز بیشتری روی پایه ریزی مجدد ارتباطات اجتماعی به جای تسکین داشته باشد. برای افراد نوجوانی که با بیماری متولد شده اند، این مداخلات می تواند شامل مداخلات جدی حرفه ای نیز باشد. مکان انجام مداخلات و نحوه ی ارائه مداخلات می تواند بصورت موقتی فوری(سرپایی)، کوتاه مدت(بستری)، روزانه، ویزیت درمنزل، در قالب گروه های حمایتی مشخص و مراکز نگهداری متغییر باشد.

 

ابعاد ومداخلات کاردرمانی در بیماران مبتلا به ایدز شامل این موارد است.

 

ارزیابی ها اغلب شامل

 

ارزیابی ابعاد جسمی(مهارت های حرکتی، حسی، قدرت و تحمل کاری و جابجایی)، ارزیابی ابعاد شناختی-ذهنی(مانند ارزیابی مشکلات شناختی در آلزایمر و دمانس)، ارزیابی ابعاد روانی-اجتماعی(مانند ارزیابی بیماران روانی)، ارزیابی ابعاد خودیاری و ابعاد پیش حرفه ای و حرفه ای است. بدیهی است در ارزیابی بایستی به سطح بیماری اعم از بستری، فاز بدون علامت و دوره های گهگیر با فرونشانی توجه نموده و بسته به اولویت ها و توانایی بیمار ارزابی را انجام داد. مثلاً برای یک فرد در ابتدای بیماری(فاز بدون علامت)، ممکن است ارزیابی حرفه ای بیشترین اولویت و برای بیمار در مرحله نهایی(End stage)، ممکن است ارزیابی خودیاری بیشترین اهمیت را داشته باشد.

 

مداخلات جسمی/عملکردی

 

این مداخلات شامل ارزیابی همه جانبه عملکردهای جسمی، طرح ریزی برنامه های مربوط به فعالیت های کاری، خودیاری و حرفه، مناسب سازی محیط فیزیکی و انسانی برای انجام فعالیت های کاری و خودیاری، برنامه ها بایستی جهت افزایش تحمل، تطابق کاری، قدرت و هماهنگی و سایر مؤلفه های فیزیکی باشد.

 

مداخلات روانی- اجتماعی

 

شامل ارزیابی روانی – اجتماعی، نقش های فردی و اجتماعی، استرسور های محیطی و درونی و ایجاد و برنامه ریزی مربوط به آموزش مهارت های روانی-اجتماعی اعم از مدیریت استرس، زمان، مدیریت خشم، جرأت ورزی، تفکر نقاد، خلاقیت، روابط بین فردی موثر، مذاکره و سایر موارد می باشد که در کاردرمانی روانی اجتماعی به آن پرداخته شده است. از طرفی در صورت وجود مشکلات حاد روانشناختی اعم از اختلالات شخصیت، افسردگی، اضطراب و وسواس نیز مداخلات مورد نظر بر اساس مدل های رفتاری ارائه می شود.

 

مداخلات کاردرمانی شناختی

 

علیرغم اینکه در برخی از مداخلات روانی- اجتماعی مانند آموزش مهارت حل مسأله و مهارت تصمیم گیری اشتراکاتی با مسایل شناختی وجود دارد، لیکن ارزیابی کامل شناختی در این بیماران از اولویت خاصی برخوردار است. مؤلفه های شناختی اعم از حافظه، مهارت های درکی-حرکتی، توجه و تمرکز، سوگیری، استدلال، قضاوت و بینش، پس از ارزیابی بایستی مورد استدلال بالینی قرار گرفته و پس از مشخص شدن اهداف مداخلات شناختی کاردرمانی مبتنی بر فعالیت های هدفمند را دریافت نمایند.

 

مداخلات حرفه ای

 

با اینکه انواع مدلهای کاردرمانی را می توان برای این افراد تعمیم داد ولیکن به دلیل اهمیت نقش توانبخشی حرفه ای به توصیف مدل کار انسانی کیل هوفنر می پردازیم. بر اساس مدل کار انسانی(The Model of Human Occupation=MOHO)، می توان 4 مرحله برای برنامه ریزی مداخلات شامل درمان فردی، آموزش گروهی و جلسات حمایتی فرض نمود. مرحله اول این اجازه را به فرد می دهد تا به کشف و پرورش عادت های ضروری روزانه و مهارت های کاری جهت حمایت های مرتبط با نقش حرفه ای بپردازد. مرحله دوم شامل پرورش و توسعه ی هرچه بهتر عادات و مهارت ها در مکان های مختلفی است که فرد به طور اختیاری انتخاب می کند. این تجارب امکان قضاوت در مورد تحمل کاری، آستانه خستگی، کمیت و کیفیت عوارض دارویی موثر بر عملکرد کاری را به فرد می دهد. در مرحله سوم فرد می تواند این تجارب را در موقعیت های کاری واقعی اعم از آموزش های رسمی کاری و استخدام بکار گیرد. مرحله نهایی از این مدل شامل حمایت های بلند مدت، پی گیری و ارائة مداخلات در صورت لزوم است.

 

مداخلات معنوی

 

طبق نظر گتمن(Gutterman)، مدل بهبود کیفیت زندگی(QOLT) و مدل احسان و نیکی(Wellness)، اشتراک در جامعه برای بیان احساسات، دادن و گرفتن فیدبک های مثبت، مشارکت در کارهای انسان دوستانه، گروه های ترفیع سلامتی و یا بصورت حمایتی- انفرادی می تواند باعث ایجاد انگیزه در بیمار شده و وی را تشویق به حفظ، اعاده و یا توسعه ی مهارت های عملکردی چند جانبه نماید. در این بین استفاده از معنویت و تشویق برای گروه های با اهداف متمرکز بر معنویت می تواند بسیار مفید باشد.

 

مداخلات طب مکمل(Complementary medicine)

 

علیرغم اینکه مداخلات طب مکمل(- جایگزین) توسط متخصصین فن انجام میشود. ولیکن استفاده از این مداخلات مانند موسیقی درمانی، ماساژدرمانی، یوگا و آیورودا(Ayurveda)، رفلکسولوژی(Reflexology)، باغبانی درمانی(Horticultural Therapy)،  بصورت توأمان با اساس مداخلات کاردرمانی و در کنار آنها می تواند نتیجه بخش باشد. البته در انجام مداخلات بایستی با حفظ اصول این فنون در سطح ساده تری عمل شود.

 

نکات مورد توجه در ارائه ی خدمات آموزشی و توانبخشی

 

°      آگاهی کامل درمانگران درمورد بیماری، روش های انتقال و پیشگیری.

 

°      ارائه اطلاعات لازم به سایرین تا بتوانند بطور آگاهانه موارد کاهش احتمال خطر ابتلا را انتخاب کنند.

 

°      عدم تبعیض بین اشخاص بیمار و دیگران و نیز ترویج واکنش مسئولانه به همکاران و بیماران.

 

°      توجه به این نکته که بیماران مبتلا به ایدز از همان مزایایی برخوردارند که دیگر اشخاص ناتوان در جامعه برخوردارند.

 

°      توجه به لزوم توانبخشی گروهی و یا عدم ضرورت آن در تناسب بندی مشکلات فعلی فرد و مشکلات احتمالی آتی.

 

°      توجه به مدیریت Stigma مانند راهبردهای آن در بیماران روانی می تواند گام موثری جهت ایجاد بینش در فرد، مراقبین، جامعه و حتی درمانگران ایجاد کند. استفاده از این راهبرد ریشه در شناخت دقیق بیماری و شناسایی آن به جامعه است.

 

 

 

 

 

v       منابع

 

·      اصول پاتولوژی رابینز، ترجمه دکترحامد اختیاری و همکاران. انتشارات میر. 1382. تهران.

 

· Occupational Therapy and Physical Dysfunction. Turner, M. Foster and S. E. Johnson.

 

· Occupational Therapy: Practice Skills for Physical Dysfunction. Pedretti W L, Early M B.

 

· Kaplan and Sadock's Synopsis of Psychiatry.Benjamin J. Sadock, Virginia A. Sadock.

 

· Cecil Medicine. LEE GOLDMAN, et al.

 

· Occupational Therapy for Physical Dysfunction. Trombly C, Vining R.

 

 با آرزوی موفقیت

 

     ترجمه و گردآوری: حسن زیرکی

 

  بهار 90

 

بررسی اختلالات نافذ رشد(PDD) یا اختلالات طیف اتیسم2

همانگونه که در پست قبلی گفته شد در این بخش به شرح نسبتاً کاملی در مورد اختلالات طیف اتیسم خواهیم پرداخت. اما قبل از شروع مبحث اختلالات نافذ رشدی به طور عام و خود اختلال اتیسم به طور خاص لازم می بینم برای خوانندگانی که کمتر با مفاهیم و اصول اختلالات روانپزشکی آشنایی دارند مواردی را یادآور شوم.

معمولاً آنچه که یک اختلال(Disorder) را از بیماری(Disease) جدا می کند ماهیت فراگیر اختلال(یعنی درگیری روان و جسم و به عبارت دقیق تر نقص در سیستم ذهنی-شناختی، جسمی-حرکتی و روانی-اجتماعی در یک اختلال) نسبت به ماهیت تک گیر و مشخص تر بیماری است. به عبارتی بیماری روند مشخصی داشته و معمولاً عضو(Organ) یا دستگاه های(System) مشخصی را آن هم با یک روند مشخص درگیر کرده و متعاقب معالجه و از بین رفتن علت یا علامت بیماری، در اغلب موارد فرد بیمار به عملکرد قبلی خود البته با کم و کیف متناسب با شدت و طول دوره ی بیماری خواهد رسید و حتی در صورت عدم درمان بیماری، ناتوانی حاصل از آن محدود به عملکرد برخی جوانب فردی خواهد بود. مثلاً بیماری عروق کرونر، بیماری آرتریت روماتوئید، بیماری درماتیت عفونی یا بیماری تب مالت که حتی در صورت داشتن علائم روانشناختی ثانوی مانند دوره های افسردگی و اضطراب منحصر به یک عضو یا دستگاه اند و تخریب چند بعدی و ناتوانی شدید و معلولیت ایجاد نمی کنند.

ولیکن در اختلالات روانپزشکی و روانشناختی

1- وجود حالت علاج ناپذیری(Non-curable) و درمان پذیری صرف(Treatable) در اغلب اختلالات روانشناختی(مخصوصاً در اختلالات سایکوتیک)

2-  فراگیری و کل درگیری این اختلالات، اعم از نشانه ها(Signs)، علائم(Symptoms) و نهایتاً نشانگان(Syndromes) متعدد اختلال که اغلب جنبه های نامعینی را از ابعاد مشخص فردی تا روابط و نقش های اجتماعی شامل می شود.

3- در کنار اصل نسبی بودن سلامت روان[یعنی وجود علائم یک اختلال در غالب افراد جامعه با کمیت و کیفیت پایین تر که شامل تعریف نابهنجاری(Abnormality) نمی شود].

همه و همه عواملی هستند که اختلالات روانشناختی را از هر دید چه در تعریف(Defination)، طبقه بندی(Classification)، شناسایی یا ملاک های تشخیص(Diagnosis Criterias)، علت شناسی(Etiology)، سیر و پیش آگهی(Prognosis) و حتی درمان از سایر بیمارهای عمومی یا اختلالات جسمی متمایز می کنند.

به شیوه ی رایج اختلالات روانپزشکی بر خلاف بیماریهای عمومی در دو سیستم طبقه بندی بهداشتی-درمانی تبیین می شوند. اولین سیستم اروپایی بین اختلالات روانپزشکی و سایر بیماری ها مشترک است، طبقه بندی بین المللی بیماریها و مشکلات بهداشتی مرتبط(International Classification of Diseases =ICD) است که توسط سازمان بهداشت جهانی(WHO) و دیگری دستنامه تشخیصی آماری اختلالات روانی (Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders =DSM) انجمن روانپزشکان امریکا(American Psychiatric Association =APA) است. همانگونه که می دانید طبقه بندی اساساً راهبردی است جهت معرفی سریعتر و مشخص تر یک پدیده که در این حیطه منظور از پدیده همان اختلال یا بیماری است. البته برای بیان و تشریح بیماری ها یا اختلالات صرفاً از این دو طبقه بندی استفاده نمی شود و گاهاً ممکن است از طبقه بندی های متفاوت تر نیز بهره برد. مانند  طبقه بندی بین المللی عملکرد، ناتوانی و سلامت (International Classification of Functioning Disability and Health)که در حال حاضر در اغلب ممالک جای ICD را گرفته چراکه در این طبقه بندی عواقب بلند مدت ناشی از اختلالات نیز منظور شده مانند معلولیت، ناتوانی دائمی وغیره.

ادامه نوشته

بررسی اختلالات نافذ رشد(PDD) یا اختلالات طیف اتیسم1

با سلام خدمت دوستان

در پست های قبلی مطالبی تحت عنوان گزارش اقدامات درمانی یک مورد کودک مبتلا به اتیسم از خاطر شریفتان گذشت. در این بخش قصد داشتم در مورد مشکلات حسی و اختلال یکپارچگی حسی کودکان اتیستیک مطالبی رو به اشتراک بزارم ولیکن با وجود درخواست های عزیزان مبنی بر تشریح کامل اختلال اتیسم مجبور شدم ابتدا به تشریح اتیسم از منظر روانپزشکی بپردازم و در ادامه مطالب تخصصی رو در مورد تعاریف، علامت شناسی، اتیولوژی و درمان های نوین این طیف از اختلالات به عرض برسونم.

همانطور که مستحضرید اختلال اتیسم دز زیر مجموعه ی اختلالات روانپزشکی و در طیف اختللات نافذ یا فراگیر رشدی بررسی میشه. در بیان اختلالات روانپزشکی اغلب بر خلاف خیلی از بیماری ها و اختلالات از دو چهارچوب اصلی استفاده میشه که یکی بر اساس گزارشات انجمن روانژزشکی امریکاست و دیگری همون طبقه بندی بین المللیه بیماری هاست که مختصراْ بهشون اشاره میشه. البته در مورد اختلال اتیسم مطالب اریجینال و یا فارسی با حجم زیادی در وبلاگ ها پیدا میشه اما بنده از اونجایی که می خوام این اختلال نسبتاْ کامل تشریح بشه مجدداْ این موارد رو به طور کامل بیان خواهم کرد و در این بین موارد و یافته های کاملاْ جدیدی که در خصوص علت شناسی یا اتیولوژی و درمان اتیسم اشاره خواهم کرد والبته هدف اصلی بنده اینه که یک سری اطلاعات جدید و یه دسته راهکار های کاملاْ عملی رو برای درمانگران و خانواده های عزیز به اشتراک بزارم چراکه علیرغم وجود متون علمی و عملی نسبتاْ کافی ،اغلب خانواده ها و درمانگران آنطوری که باید و شاید اتیسم رو درک نمی کنند و متعاقباْ در عمل هم به خاطر ادراک نادرست پایه های اصولی درمانده می شن. فعلاْ بای

 

 

 

گزارش اقدامات درمانی، آموزشی و توانبخشی یک مورد کودک مبتلا به اتیسم3

با سلام خدمت دوستان درپست های قبلی با اقدامات اولیه تشخیصیُ درمانی یک مورد کودک مبتلا به اتیسم مطالبی به عرض رسید در این پست به ادامه روند توانبخشی و درمان این مورد می پردازیم

1.    درمان و توانبخشی

ش-ث با دستور داروئی ذیل جهت استفاده از مداخلات روانشناختی، آموزشی و توانبخشی به یک مرکز روزانه ی توانبخشی معرفی شد.

درمان داروئی شامل تجویز:

ریسپریدون(Risperidone=Risbiodal)،داروی آنتی سایکوتیک برای کاهش پرخاشگری، رفتار های خود آزارنده، کاهش الگوهای کلیشه ای، بیش فعالی و بی قراری به صورت قرص های 1 میلیگرمی 2 بار در روز بود که بعداً با داروی آرپیپیرازول(Abilify) تعدیل گردید.

بوسپیرون(Buspirone=Buspar)، داروی ضد اضطراب جهت کاهش بی قراری و تکمیل اثرات ریسپریدون به صورت قرص های 5 میلیگرمی یک بار در روز.

کلونیدین(Clonidine=Catapres)، داروی آنتی آدرنرژیک جهت کاهش بر انگیختگی و سطح فعالیت به صورت نصف قرص های 2/0 میلی گرمی در روز.

بی پریدین(Biperiden=Akineton)، داروی آنتی کولینرزیک جهت کاهش عوارض خارج هرمی ریسپریدون به صورت نصف قرص های 2 میلی گرمی در روز.

لازم به ذکر است به دلیل وجود صرع گراندمال، جهت کاهش رفتار های بیش فعالی و نقص توجه از متیل فنیدیت (Methylpenidate=Ritalin) استفاده نشد و به جای آن داروی آتوموکستین(Atomoxetine=Sterattera) پیشنهاد گردید ولیکن به دلیل احتیاطات دارویی مورد نظر در مورد صرع کودک مصرف داروی مذکور به تعویق افتاد.

2.    خدمات مرکز روزانه توانبخشی

1.    ارزیابی

•       ارزیابی اولیه (Initial Assessment)

ارزیابی ساده، کلی و همه جانبه بدون آزمون استاندارد جهت تعیین مشکلات کاملاً محسوس.

•       ارزیابی اختصاصی (Specific assessment)

 ارزیابی در کلاس، منزل، محوطه(حیاط) آموزشگاه ، حین بازی.

•       ارزیابی مداوم (constantly assessment)

 ارزیابی در هرجلسه مراجعه به مرکز و یا استفاده از نظر همکاران بصورت روزانه یا هفتگی.

•       ارزیابی رسمی (Formal assessment)

 از طریق تست های استاندارد با گزارش مکتوب و مستند بر اساس انجام فعالیت ها.

 پس از ورود کودک به مرکز ارزیابی جمعیت شناختی و تاریخچه ی درمان و نیز درمان ها و داروهای مصرفی تکمیل گردید.

نمرات هوشبهر مجدداً توسط روانشناس مرکز بررسی گردیده و آموزش پذیر بودن کودک تایید گردید.

ارزیابی های عمومی مانند مقیاس رسش اجتماعی واینلند(Wineland Social maturity test) و آزمون غربالگری رشد دنور(Denever Developmental screening test)، آزمون ارزیابی فعالیت های روزمره(خودیاری) با زیر ساخت های از آزمون های کالمن و میلواکی، آزمون های مهارت های درکی-حرکتی با زیر ساخت هایی از آزمون های فراستیگ، بنتون و ریورمید و نیز ارزیابی یکپارچگی حسی حرکتی توسط کاردرمانگر و آزمون گفتاری نیوشا نیز توسط گفتاردرمانگر به عمل آمد.

2.    اهداف درمانی

پس از ارزیابی بیمار توسط متخصصین مرکز اهداف درمانی هر گروه بر اساس ارزیابی اولیه نوشته شد و برنامه درمانی برای اجرا توسط مربی کودک و آموزش به والدین مشخص گردید. اهداف و روش های درمانی توسط کاردرمانگر و با هماهنگی سایر اعضاء تیم طرح ریزی می شود.

در تعیین اهداف علاوه بر نتایج بررسی ها و نیازها بایستی به ابعاد و جنبه های ذیل توجه شود

بعد شخصی(جسمی-حرکتی، درکی-شناختی و ذهنی-رفتاری)

بعد شغلی و حرفه ای(آموزش تحصیلات)

بعد اجتماعی(تعاملات با همتا ها، بازی ها و فعالیت های گروهی، مهارت های اجتماعی متناسب با سن و توانایی)

3.    طرح درمان و برنامه درمانی

•       سازماندهی اطلاعات ارزیابی(organization assess information)

•       سازماندهی اهداف و مقاصد(organization goals and aims)

•       طراحی برنامه درمانی (program designing)بر اساس رویکرد ها و روشها

•       استدلال بالینی(Clinical reasoning)

4.    ارزشیابی(Evaluation)

•       تعیین کارآیی پیشرفت برنامه درمانی

•       پاسخ بیمار به درمان

•       مقایسه با ارزیابی اولیه

•       چگونگی پی گیری اهداف

•       کیفیت و کمیت ارائه ی مداخلات

•       تعدیل اهداف

•       تعدیل زمان

5.    پی گیری(Follow up)

بیماران پس از ترخیص یا ارجاع به مراکز توانبخشی حرفه ای می توانند در فواصل زمانی خاص و مناسب مورد کنترل و بررسی قرار گیرند و خدمات لازم را دریافت نمایند

6.    مستند سازی (Documentation)

•       گزارش ارزیابی اولیه

•       یادداشت های مربوط به برنامه درمانی و ویزیت های دوره ای

•       گزارش پیشرفت

•       گزارش ارزشیابی

•       گزارش ترخیص یا ارجاع

7.    ترخیص یا ارجاع

•       ارجاع به مراکز مهارت آموزی

•       ارجاع به مراکز نگهداری

•       ارجاع به مراکز درمان بستری

•       ارجاع به مراکز توانبخشی حرفه ای

•       ارجاع به موسسات عمومی

علیرغم اینکه اهداف و برنامه درمانی برای هرفرد متغییر است ما در اینجا به چند نمونه از اهداف درمانی برای مورد "ث-ش" اشاره می کنیم که بدیهی است با توجه به اشتراکات اغلب کودکان اتیستیک می تواند قابلیت تعمیم داشته باشد.

 در ادامه به نمونه ای از این اهداف با برنامه درمانی اشاره می شود 

·        بهبود تعامل اجتماعی(بهبود خود پنداره، آموزش اشاره، بهبود تقلید، آموزش استفاده از اشیا)

·        بهبود ارتباط کلامی و غیر کلامی(بهبود تماس چشمی، بهبود پاسخ هیجانی،بهبود همدلی)

·        کاهش الگوهای رفتاری کلیشه ای و رفتار های تخریبی(تخلیه فیزیکی، آموزش انطباق در مقابل تغییر،آموزش استفاده از بدن)

·        بهبود مهارت های درکی حرکتی(تعدیل تدافعات حسی، بهبود دید فضایی ،بهبود دقت حرکتی، ایجاد سوبرتری،بهبود استرئوگنوزیس)

·        آموزش مفاهیم شناختی پایه(آموزش رنگ، شکل و اندازه، آموزش جهات و زمان،شناخت افراد، اشیاء و حیوانات،شناخت اماکن و مشاغل)

·        بهبود نگرش خانواده(آموزش روانی(بیماری و درمانها)،بهبود انگیزش خانواده برای پی گیری،شکستن مقاومت ها،تعدیل انتظارات)

 

·        بهبود مهارت های خود یاری(آموزش خوردن،آموزش پوشیدن،آموزش نظافت)

·        بهبود مهارت های پیش نوشتاری(آموزش گرفتن قلم، رنگ آمیزی، تکمیل شکل)

ادامه نوشته

گزارش اقدامات درمانی، آموزشی و توانبخشی یک مورد کودک مبتلا به اتیسم2

1.    اقدامات تشخیصی و ارجاع به سایر مراکز

قبل از ذکر اقدامات درمانی لازم به ذکر است کار درمان در حیطه ی روانپزشکی کودک و نوجوان اغلب موارد بصورت کارگروهی(Team work)بارویکرد چند تخصصی(Multi Disciplinary) است؛ شامل متخصصین اعصاب و روان، متخصصین اطفال، روانشناسان، متخصصین مغز و اعصاب، کاردرمانگران و گفتاردرمانگران. لذا روانپزشکان ممکن است چندین تشخیص را در مورد بیمار مد نظر قرار دهند و پس از معاینات و آزمایشات مقتضی و ارجاعات به سایر متخصصین شروع به درمان نمایند. در مورد کودک (ش-ث) روانپزشک 4 تشخیص عمده و چند تشخیص افتراقی را مدنظر قرار داد.

ü  تشخیص گذاری مقدماتی شامل:

1.    اختلال اتیستیک(Autistic disorder) از دسته اختلالات نافذ رشد(Pervasive Developmental Disorders=PDD)

2.    سایر اختلالات نافذ رشدآتیپیک(Pervasive Developmental Disorders not otherwise specified=PDD-NOS)

3.    اختلال نقص توجه و بیش فعالی(Attention Deficit & Hyperactivity Disorder=ADHD)

ü  تشخیص های افتراقی شامل:

1.    اختلال مختلط زبان دریافتی- بیانی(Mixed Receptive-Expressive Language Disorder)

2.    اختلالات جسمی مبدل بیماری اعم از اختلالات عملکرد هورمونی و متابولیک، برخی سندرم ها یا بیماری های ژنتیکی و یا کمبود های ویتامینی و املاح.

3.    کری مادرزادی و کاهش شنوایی شدید(Congenital Deafness or Severe Hearing Impairment)

4.    عقب ماندگی ذهنی شدید یا عمیق با صفات رفتاری(Profound or Severe Mental Retardation=MR)

5.    اختلال اسکیزوفرنی با شروع در دوره کودکی(Childhood Onset Schizophrenia)

6.    اختلال آفازی اکتسابی با تشنج(Acquired Aphasia with Convulsion)

7.    محرومیت روانی اجتماعی(Psychosocial Deprivation)

8.    اختلال وسواسی جبری کودکان(Obsessive-Compulsive Disorder=OCD)

 

2.    ارجاع برای آزمایشات و ارزیابی های تخصصی تر جهت بررسی تشخیص های افتراقی

آزمایش خون:

بررسی های بیوشیمیایی مربوط به نوروترانسمیتر های مغزی نشان دهنده ی افزایش قابل ملاحظه در5-هیدروکسی ایندول استیک از مشتقات سروتونین (5-HIAA) و بتا اندورفین های (β-endorphin)مغز بوده است. که به نفع اختلالات نافذ رشدی است. بررسی اجزای خون شامل اجزاء اصلی، مینرین ها و ویتامین ها و تجزیه ی ادرار مورد خاصی نداشت. همچنین آزمایشات هورمونی مربوط به تیروئید و فوق کلیوی و آزمایشات اختصاصی برخی بیماری های شایع متابولیک نیز نرمال بود. همچنین مطالعات مربوط به تجزيه و تحليل کورموزومي(Karyotype) و تجزیه تحلیلDNA براي سندرم X شکننده(Fragile X syndrome)، فنیل کتونوریا(PKU)و آرايش مقايسه اي هيبريداسيون ژنوم(Array Comparative Genome Hybridization)  برای کشف اختلالات کروموزومی مقلد علائم اتیسم منفی بود. ارزيابي اسکين وود لامپ (Skin wood lamp) براي ارزيابي اختلالات عصبی-جلدی(فاکوماتوزیس ها) مانند توبروز اسکلروزيس (Tuberous Sclerosis) یافته ی مشخصی جهت وجود این بیماری نداشت.

مطالعات مربوط به تصویر گیری از مغز و ثبت امواج مغزی:

همانگونه که ذکر شد MRI نشان دهنده اتساع بسیار خفیف بطن های طرفی و ناهنجاری خفیف در قسمت ورمیس مخچه بود و نشانگر هیچ ناهنجاری جمجمه ای نظیر میکروسفالی(Microcephaly) یا ماکروسفالی(Macrocephaly) نبود. همچنین نوارمغزی نشاندهنده ی صرع گرندمال بود.

آزمون های شنوایی:

شامل ادیومتری و پتانسیل برانگیخته ی شنوایی ساقه مغز(ABR=BSAEP) کاملا نرمال بود. و کری مادرزادی یا کم شنوایی شدید رد شد.

آزمون های هوش:

علیرغم اینکه هوشبهر کودک به علت شدت مشکلات رفتاری، عدم همکاری کودک با آزماینده، ناهمگون بودن قراین هوش و عدم تعامل کلامی؛ امکان بررسی با یک آزمون متداول مانند وکسلر، گودیناف و لایتر(که آزمون های اصلی برای کودکان استثنایی در ایران هستند) و یا سایر آزمون ها مانند مکعب های کاهس و ریون، خرده آزمون ها و قرائن موجود حاکی از عدم وجود عقب ماندگی خفیف تا متوسط بود و به نظر متخصصین روانسنجی کودک آموزش پذیر به نظر می رسید. و تخمیناً هوشبهر بالای 70 گزارش گردید.

 

ادامه نوشته

گزارش اقدامات درمانی، آموزشی و توانبخشی یک مورد کودک مبتلا به اتیسم1

گزارش اقدامات درمانی، آموزشی و توانبخشی یک مورد کودک مبتلا به اتیسم

مقاله حاضر شامل شرح اقدامات درمانی، آموزشی و توانبخشی یک مورد کودک مبتلا به اختلال اتیسم(Autistic Disorder)- از طیف اختلالات نافذ یا فراگیر رشد (Pervasive Developmental Disorders)- ارجاع شده به مراکز آموزشی، توانبخشی روزانه ی تلاش شهر تبریز می باشد که جهت آشنایی عزیزانی که به هر نحو ممکن با کودکان مبتلا به اتیسم یا اختلالات همنوع این گروه در تقابل نزدیک اند اعم از: والدین عزیز، مراقبین، همکاران سیستم درمانی، معلمین و مربیان گرامی  ای که کار با این کودکان را به عنوان حرفه یا وظیفه دنبال می کنند. تشخیص گذاری اتیسم، اقدامات کلینیکی و پاراکلینیکی اولیه جهت رد سایر تشخیص های افتراقی، چراکه علیرغم محدود بودن ملاک های تشخیص اتیسم بر اساس تکست بوک های سیناپس، آکسفورد، هوور و غیره اغلب کودکان اتیسم تابلوهای بالینی متعددی مذکور نشان می دهند که کار تشخیص و طرح درمان را مختل می نماید. از طرفی هم ابتلایی این اختلالات(اختلالات نافذ رشد) با سایر اختلالات روانپزشکی، نورولوژیک و متابولیک البته بصورت صفات بیماریها(Traits) و اختلالات مذکور باعث فزونتر گردیدن مشکل می شود. نکته ی مهم دیگر در باره این کودکان عدم اجرای هوشبهر(IQ) یا تست هاس رسش یا هوش اجتماهی(Social maturation or Social intelligence) هوش هیجانی(Emotional Intelligence) است که باعث نامفهوم شدن پیش آگهی و نهایتاً سطح استقلال فرد می شود  حتی بعد از یک تشخیص قطعی نیز ابهام های زیادی در درمان برای خانواده ها پیش می آید مثلاً روش ABA یا روش موسیقی درمانی با آنکه ساده اند ولیکن نیاز مند آموزش دقیق و پی گیری ویژه اند. از بعد دیگر وجود مشکلات وسیع حسی(کم حسی، بیش حسی و تدافع حسی) و عدم یکپارچگی حسی(Sensory Integration) در مناطق خاصی از مغز باعث ایجاد مشکلات بسیار زیادی می گردد ولیکن این بعد در درمان بسیار کمرنگ در نظر گرفته می شود. کما اینکه این روش درمان از موثرترین روش های درمانی در ممالک اروپایی-آمریکایی و در برخی مراکز کشور خودمان است. در این مقاله که به صورت گزارش موردی(Case report) نوشته شده سعی بر این بوده که یک راهنمایی مدون برای والدین و مراقبینی که با کودک اتیستیک در ارتباط اند کمکی شده باشد البته این مقاله صرفاً شروعی بر آشنایی و درمان اتیسم است و در فرصت های بعدی بی شک چیز های بسیار جدیدی در رابطه با درمان این کودکان خواهید دانست برای اطلاعات بیشتر نیز می توانید با نویسنده ار تباط تلفنی، حضوری یا مکاتبه الکتریکی داشته باشید.

ادامه نوشته

با سلام خدمت تمام دوستان

چک لیست اصلاح شده ی اتیسم طفولیت

ضمن عرض سلام خدمت دوستان در این پست با یک مقیاس ارزیابی (البته غربالگری) کودکان اتیستیک، اختلالات نافذ رشدی مخصوصاً اتیسم و ویا سایر اختلالات با صفات اتیسم آشنا خواهیم شد البته مثبت بودن نتیجه ی آزمون به معنای تشخیص گذاری دقیق نیست و بایستی از سایر آزمون های تخصصی نیز استفاده نمود.

Modified Checklist for Autism in Toddlers (M-CHAT)

این پرسشنامه نوع اصلاح شده ی نسخه ی اصلی چک لیست اتیسم طفولیت(CHAT) بوده و حاوی 23 سوال با پاسخ های بلی/ خیر می باشد که جهت غربالگری اختلال اتیسم در کودکان 16 تا 30 ماه مورد استفاده قرار می گیرد.

دستورالعمل امتیاز دهی

چنانچه 2 مورد یا بیشتر از پرسش های اصلی(2، 7، 9، 13، 14 و 15 )و یا 3 سوال از مجموع کل سوالات، صحیح باشد تشخیص تایید می شود. (جهت تایید تشخیص بایستی سوالات 11، 18، 20 و 22  جواب مثبت(بلی) و سایر سوالات جواب منفی(خیر) داشته باشند). به عبارتی در صورت تفاوت جواب امتیاز آزمودنی صفر(0) و در صورت مشابه بودن جواب امتیاز یک(1)- مطابق جدول ذیل- منظور می گردد و چنانچه مجموع نمرات 3 یا بیشتر از آن بود و یا چنانچه در سوالات اصلی امتیاز آزمودنی 2 یا بیشتر بود، کودک در معرض اتیسم قرار دارد. لازم به ذکر است علیرغم معنادار بودن امتیازات، ممکن است آزمودنی واجد تشخیص اختلالات طیف اتیسم نباشد، ولیکن در این موارد احتمال وجود تاخیر یا اختلالات رشدی بایستی مدنظر قرار گیرد. همچنین در صورت تایید تشخیص اختلالات طیف اتیسم با آزمون مذکور، بایستی بررسی های تخصصی دیگری نیز توسط متخصصین به عمل آید. اجرای مجدد آزمون به فاصله ی 1 ماه می تواند تایید کننده نتیجه ی اولیه باشد. بهتر است برای تایید تشخیص در صورت مثبت بودن نتایج از آزمون های دیگری مانند مقیاس درجه بندی اتیسم کودکی (CARS=Childhood autism Rating Scale)، مصاحبه ي تشخيص افتراقي اتيسم (Autism Diagnosis Interview=ADI)، پرسشنامه ي غربالگري اتيسم (Autism Screening Questionnaire) استفاده شود.

 

خانه های تیره نشانگر سوالات اصلی و خانه های نشانگر روشن سوالات عادی است.

1.خیر

2. خیر

3. خیر

4. خیر

5. خیر

6. خیر

7. خیر

8. خیر

9. خیر

10. خیر

11. بلی

12.خیر

13. خیر

14. خیر

15. خیر

16. خیر

17.خیر

18. بلی

19.خیر

20.  بلی

21. خیر

22. بلی

23. خیر

 

 

 

ادامه نوشته

تفسیر ازمایشات پاراکلینیکی برای گروه توانبخشی

سلام دوستان ایشالله همگی خوبین

قصد دارم یه توضیحانی در مورد ازمایشات پاراکلینکی براتون بذارم امیدوارم بدردتون بخوره البته در پست های بعدی

فعلاْ بای بای

ارزیابی سریع مشکلات شناختی اعم از آپراکسی. آگنوزی و ....

اجرا و امتيازبندی آزمون ساعت (Clock Drawing Test)

در این ازمون از بیمار می خواهیم یک ساعت ترسیم نموده و آن را روی ساعت یازده و ده دقیقه تنظیم کنید

البته در برخی ریفرنس ها ما شکل دایره(صفحه ی ساعت) را ارائه می دههیم و بیمار صرفا عقربه ها و ساعت شمار و دقیقه شمار ها را قرار می دهد که البته امتیاز بندی آن نیز بر خلاف ای آزمون ۶ قسمتی است. ولیکن این ازمون دارای ۱۰ رتبه ی عددی بوده و بر اساس توانایی کامل به عدم توانایی کامل تقسیم می شود.

این آمون با فرمت پی دی اف ارائه می شود

باغبانی درمانی

استفاده از باغبانی در درمان

اگرچه واژه ی باغبانی(gardening)، در ارتباط عام با کلماتی اعم از باغداری(husbandry) و گیاه زار یا گیاه خانه ی داروئی(herbarium) آمده و فعالیتی است به معنای علم کاشت و پرورش گیاهان زینتی، داروئی، درختان میوه، سبزیجات و صیفی جات و طراحی فضای سبز(Landscape) ولیکن به طور خاص اشاره به یک روش درمانی با بهره گیری از مداخلات یا فعالیت های مربوط به باغبانی در درمان و توانبخشی بیماری ها و اختلالات دارد که به طور اختصار باغبانی درمانی (Horticultural Therapy) نامیده می شود.

اهمیت این روش از درمان چه بصورت یک فعالیت هدفمند در کاردرمانی و توانبخشی و چه بصورت یک رشته ی کلاسیک دانشگاهی-البته در برخی کشورها- با عنایت به توسعه ی شهرنشینی و توجه مخصوص به ایجاد مکان هایی برای پرورش گیاهان زینتی بیش از پیش مشخص شده است. آنچه مربوط به تعریف این روش از درمان آمده است در دوبخش مشخص است. بخش اول عبارتست از کلمه باغبانی به معنای عام آن یعنی، پرورش دادن گیاهان از نوع درختان میوه ای، گیاهان زینتی، گیاهان داروئی، سبزیجات و طراحی فضا های سبز شهری که در یک محیط کاملا باز مانند باغ های سنتی، باغچه ها، دشت ها، پیش سراها، ایوانک ها، پارک ها، بوستان ها یا پشت بام های منازل و یا محیط های نیمه باز مانند گل خانه ها، گلشته ها(Flower box) یا نورگیر ها (پاسیو) و بخش دوم اشاره به درمان (Therapy)، نه معالجه کامل بلکه به عنوان روشی مکمل برای درمان و توانبخشی، بیماران با مشکلات جسمی، روانشناختی، اجتماعی، رشدی یا روند سالخوردگی دارد.

ادامه نوشته

نظریه های بازی

نظريه هاي بازي

نظريه‌هاي بازي را مي‌توان به دو دسته تقسيم نمود. نظريه‌هاي كلاسيك متأثر از فرضيه تكامل هستند. آنها به ما توضيح مي‌دهند كه چرا كودكان بازي مي‌كنند؟ اما نظريه‌هاي جديد به بازي به عنوان "تقويت كننده‌ي رشد فردي" مي‌نگرند. هر يك از نظريه‌ها نمي‌تواند به طور كامل تبيين كننده‌ي مفهوم "بازي" باشد اما هر كدام، قسمتي از حقيقت را از زاويه اي خاص بيان مي‌كنند.

نظريه ديناميک[1] لوين[2]

در نظريه‌هاي ديناميک علت‌هاي بازي کودکان بررسي نمي‌شود. زيرا در اين نظريه‌ها بازي به عنوان واقعيتي انکارناپذير پذيرفته شده است و محور بحث عبارت از توضيح درباره محتوي بازي است.

نظريه‌ي کارايي يا انرژي مازاد[3] هربرت اسپنسر[4](1873) و شيللر[5](1875)

در اين نظريه بازي "حاصل انرژي مازاد" كودك دانسته شده است. به عبارت بهتر بازي عبارتست از "مصرف بي اراده‌ي انرژي

انباشته شده‌ي زيستي." بنابراين انگيزه‌ي بازي هم ناآگاهانه است. اسپنسر بر اين باور است كه طبيعت، انسان را با مقدار خاصي انرژي كه در فرآيند بقا از آن استفاده مي‌شود مجهز كرده كه اگر اين انرژي براي بقا مورد استفاده قرار نگيرد بايد به نحوي مصرف شود كه اين امر با بازي كردن محقق مي‌شود

نظريه البوي تانديک[6]

براي برقرار کردن زمينه اعمال سازمان يافته آينده کودک هيچ نيازي به پيش تمرين نيست و براي دست يافتن به اعمال سازمان يافته رشد عصبي و اندامي کفايت مي‌کند. او چنين اعتقاد دارد که دوران کودکي موجب پيدايش بازي است. به عبارت ديگر بازي يکي از فعاليت‌هاي ويژه دوران کودکي است و معتقد است که بازي نوعي پويايي و تحرک دوران کودکي است.

نظريه‌ي پيش تمريني[7] كارل گروس(1898) در نظريه گروس، بازي يك "انگيزه دهنده براي رشد ناقص ويژگي‌هاي ارثي است." به علت پيچيدگي‌هاي وجود انسان، او به زماني طولاني براي تمرين و كسب مهارت‌هاي ويژه‌ي بزرگسالي نياز دارد كه بازي اين مشكل اساسي را از پيش روي او برمي دارد. در اين نظريه، منشأ بازي "زيستي" است يعني بازي، روش طبيعي آماده شدن براي وظايف جدي زندگي است.

نظريه‌ي بازپيدايي[8] يا (نظريه تکرار و سير تکاملي، تجديد فعاليتهاي نياکان)، هال[9](1904) براساس اين نظريه، رشد هر فرد نشان دهنده‌ي روند پيشرفت تكاملي كل نوع بشر است. به همين علت است كه بازي‌ها در هر مقطعي از زندگي شخص، تداعي كننده‌ي وقايعي از تاريخ انسان‌ها هستند، مثل: شكار، تير اندازي، مخفي كردن و جستجو كردن، تعقيب‌و‌گريز و ....كودك در بازي ويژگي‌هاي رفتاري اجدادش را در مقياس محدودي تكرار مي‌كند.

نظريه‌ي آرام بخشي[10]يا تجديد انرژي[11] پاتريك[12](1916) و لازاروس[13](1883)در اين نظريه که به نظريه تنش زدايي رفع خستگي و تجديد نيرو  نيز معروف است، بازي ما را از آن فعاليت هاي زندگي كاري هر روز كه خسته كننده هستند آزاد مي كند. بازي

باعث رفع خستگي و راحتي در كودكان و بزرگسالان مي شود. پس ما بازي مي كنيم تا از استرس زندگي روزانه راحت شويم.

نظريه‌ي فرويد[14](1939)، آنافرويد[15](1937) و بوهلر[16](1930) وساير نظريه هاي روانپويايي: در اين نظريه عوامل زيادي در بازي كودكان مؤثر دانسته شده اند از قبيل: تصورات، آرزوها، نيازها و انگيزه‌هاي ممنوع. اما اين نظريه بيانگر موضوع مهمي است كه به عنوان كاركرد اصلي بازي در نظر گرفته شده است كه عبارت است از "كاهش اضطراب". به نظر صاحب نظريه، اهميت بازي در درجه اول هيجاني است، چرا كه به كودكان امكان مي دهد تا از اضطراب خود بكاهند. او به 3  نوع اضطراب اشاره مي‌كند كه عبارتند از: اضطراب عيني، اضطراب غريزي و اضطراب جداني اضطراب عيني: ترس از دنياي بيروني است. نوزادان و خردسالان درماندگي خود را درك مي‌كنند و مي‌دانند كه براي برآوردن نيازهاي اساسي خويش بايد به ديگران متوسل شوند. در اين ميان بازي از راه ايجاد توهم قدرت و كنترل در كودك، اضطراب عيني را كاهش مي‌دهد. يك كودك هنگام بازي كردن با عروسك‌ها يا مدل‌هاي كوچك وسايل زندگي، در حقيقت دنياي بزرگ و پرفشار اطرافش را به اندازه‌اي تبديل مي‌كند كه بتواند از عهده‌ي آن برآيد و اين براي كودك توهم تسلطي را ايجاد مي‌كند كه او را از اين نوع اضطراب مي‌رهاند. اضطراب غريزي: اين اضطراب ناشي است از اينكه كودك آزادانه و بدون موانعي كه "من" براي او فراهم مي كند نمي‌تواند به ارضاي غرايز كودكي خود نظير: خشم، ميل به ريخت و پاش، كنجكاوي جنسي، ترس بي‌دليل و ... بپردازد و اين دليل بي اعتمادي او نسبت به خواسته‌هاي غريزي مي شود. نظريه‌ي روان پاكساز[17] ما بازي مي‌كنيم چون مي‌خواهيم احساسات آشفته و دردآورمان را از راه بي ضرر اظهار كنيم. مثلا كودك وقتي عروسك خويش را تنبيه مي‌‌كند، در اصل بازتاب احساس تبيهي است كه والدين نسبت به او اعمال داشته اند. نظريه‌ي جبران سازي[18] ما براي ارضاي نيازهاي جسماني كه به وسيله‌ي كارهايمان ارضا نمي شوند رو به بازي مي‌آوريم. مثلا كسي كه در محل كار مدام پشت ميز مي نشيند به بازي هايي مثل بسكتبال گرايش دارد.



[1]- Infantile Dynamics

[2]- Lewin

[3]- Surplus Energy Theory

[4]- Herbert Spencer

[5]- Schiller

[6]- Elboy thondik

[7]- Pre-Exercise Theory

[8]- Recapitulation Theory

[9]-Hall

[10]-Relaxation Theory

[11]- Renewal of Energy Theory

[12]- Patrick

[13]- Lazarus

[14]- Freud

[15]-Anna freud

[16]- Buhler

[17]- Cathartic Theory

[18]- Compensation Theory

ادامه نوشته

نقش "بازی" در درمان

بازي فرايندي است پويا و لذت بخش که در اکثر حيوانات و تقريبا همه انسانها تا از بدو تولد شروع شده و تا پايان عمر ادامه دارد. البته کميت و کيفيت آن بر حسب مراحل رشد و تکامل متفاوت بوده و تحت تاثير عوامل متعددي است. بازي را مي توان از جمله مظاهر عمده و کاملا مشخص رشد اجتماعي، ذهني و شناختي، به حساب آورد. آنگونه که در منابع تاريخي مشخص است پيدايش بازي قدمتي به اندازه خلقت خود انسان دارد. انسان نخستين با تشکيل اجتماعات بدوي به بازي‌هاي دسته جمعي از قبيل تقليد حرکات و صدا ، رقص و پايکوبي هاي منحصر به فرد مي پرداخته اند. کما اينکه اين بازيها به صورت مدرن امروزي صرفاًجهت گذران وفت و تفريح[1] نبوده و زمينه هايي از روشهاي خودياري[2] نيز در خود داشتند. بحث پيرامون بازي و اهميت آن در زندگي بشري مفهوم جديدي در ميان دانشمندان علوم انساني و تربیتی نيست. چراکه پس از خلق تمدن دانشمنداني چون افلاطون و ارسطو به مفهوم بازي توجه نموده اند و حتي در دوران كلاسيك نيز استادان بزرگي همچون روسو[3]، پستالوتزي[4]، فروبل[5] و سايرين معاني جديدتري به آن داده اند و از بازي به عنوان بخش مهمي از فرايند تاديب و تربيت ياد کرده اند.


[1]- leisure Time

[2] -Self care

[3] -Russo

[4] -pestalotzi

[5] -frobel

ادامه نوشته

تاریخچه ی کاردرمانی

برای شناخت هر رشته و تخصصی، آگاهی از تاریخچه ی رشته می تواند کمک موثری در فهم اصول و ارزشهای آن حرفه باشد لذا در این بخش مروری اجمالی بر تاریخچه ی کاردرمانی خواهیم داشت.

گرچه کاردرمانی رشته نسبتاً جدیدی و مربوط اوائل قرن بیستم است، اما این نگرش که "کار یا فعالیت هدفمند"  تأثیر مستقیمی در سلامت افراد دارد به هزاران سال قبل برمی گردد. در واقع می توان گفت که تاریخچه کاردرمانی روایت پیدایش درک علمی از "کار و فعالیت هدفمند" می باشد.

 احتمالاً اولین نگرش درمانی به کار و فعالیت در میان مصریان باستان شکل گرفته است. اما اسناد تاریخی نشان از این دارد که اولین استفاده از کار به عنوان ابزاری برای بهبودی در درمان جنون و دیوانگی(که اکنون اختلالات روانی نامیده می شود) بوده است. تا قبل از قرن نوزدهم بیماران روانی را دیوانگان می خواندند و آنها را در زندان یا مراکز خاص دور از مردم نگه می داشتند و معتقد بودند که این افراد برای سایرین خطرناک هستند. در انگلیس یا این افراد را در خانه پنهان می کردند یا آنها را به خانه های فقیر نشین می فرستادند. در آمریکا نیز وضع به همین صورت بود به گونه ای که حتی دیده می شد برخی از این افراد را در قفس و یا حتی کنار حیوانات نگه می داشتند. برای مثال توماس ویلیس(1621-1675) که کاشف حلقه ویلیس و مبدع کلمه نورولوژی می باشد تأثیر کار در درمان جنون را ذکر کرده است. این نگرش تا اوائل قرن نوزدهم همچنان پابرجا بوده و این نوع  درمان به صورت پراکنده مورد استفاده قرار می گرفت.

در سال 1793 “Phillipe Pinel” با ارائه نظریه “Moral Treatment and Occupation” و ساخت اولین تیمارستان(بیمارستان روانی کنونی)”Bicerre Asylum”   در حومه پاریس به مقابله با اعتقادات خرافی مردم برخواست و رویکرد جدیدی در درمان بیماران روانی مطرح ساخت. او در كتاب خود كه در سال 1801 منتشر شد روشهاي درماني خود را بصورت تمرينات فيزيكي و كارهاي دستي توصيف كرد و معتقد بود كه اين روش بايد در تمام بيماستانهاي رواني بكار گرفته شود چون كاري كه با زحمت و تلاش انجام گيرد بهترين فاكتور در حفظ روحيه شاد و سلامتي فرد است و از طرفي توانائي بيمار براي بازگشت به حرفه و علاقه قبلي با تلاش و كوشش بهترين نشانه بهبودي وي است.  این رویکرد که به نام درمان اخلاق محور  معروف شد دارای ویژگی هایی مانند احترام به این افراد و نیز حفظ شرافت و کرامت انسانی بود. پینل در 1809 یک برنامه درمانی بر اساس به کارگیری انواع فعالیت با توجه به علاقه بیماران ، تمرینات جسمانی، استفاده از محیط باز و نیز موزیک  تنظیم کرد. بیمارستانهای زیادی بر اساس این رویکرد ایجاد شد که شامل اتاق کارهای دستی، باغبانی، و کارهای هنری و خلاقانه بودند. موفقیت این مراکز  منجر به از بین رفتن مراکز قدیمی شد تا جایی که تعداد  بیماران بیش از ظرفیت این مراکز جدید بود.

با ظهور تیمارستانها و پیدایش رویکرد درمان اخلاق محور در اوئل قرن نوزدهم تغییری در نگرشهای درمانی به سوی رویکردهای انسانگرایانه ایجاد گردید. این مراکز به عنوان جائی برای بازتوانی و توانبخشی بیماران روانی جهت بازگشت به جامعه بودند. با پیدایش این مراکز علم پزشکی نیز به صورت رسمی درمان این نوع از بیماریها را مورد توجه قرار داد. در سال 1808 بود که “Riel” واژه روانپزشکی (Psychiatry) را در درمان بیماریهای روانی به کار برد. روش او در درمان همان رویکرد اخلاق محور بود که به جای خشونت و بیرحمی انسانیت و مهربانی را مد نظر قرار می داد. رویکرد درمان اخلاق محور در سال 1837 توسط “William Browne” به خوبی در دو واژه تعریف شد: مهربانی و کار. در واقع تاریخچه کاردرمانی نیز کاملا" با این رویکرد منطبق می باشد که توانست یک تغییر بنیادی در نگرش درمانی نسبت به بیماران روانی ایجاد کند. کار به عنوان یک عنصر اساسی در درمان این بیماران در این نگرش پذیرفته شد. البته در ابتدا پزشکان بیشتر از کارهای کشاورزی استفاده میکردند اما با گذشت زمان و در طول قرن نوزدهم وسعت فعالیتهای درمانی افزایش یافت. گرچه این رویکرد تغییرات بنیادی زیادی را باعث شد اما در اواخر قرن نوزدهم به کمرنگی گرائید. کم کم استفاده از واژه رویکرد درمانی اخلاق محور فراموش شد و اگرچه به عنوان اصلی در روانپزشکی پذیرفته شده بود اما زیاد در علم پزشکی تجربی آن زمان نمی گنجید.

 ادامه تاریخچه ی کاردرمانی را در پست های بعدی مفصلاً بررسی خواهیم کرد.

تعریف و فلسفه های نظری کاردرمانی

با سلام خدمت دوستان

 قبل از بحث در مورد پایه های فلسفی[1] کاردرمانی بهتره یه توضیحی در مورد کاردرمانی خدمتتون بدم.

تعریف کاردرمانی

کاردرمانی علم و هنر استفاده از کار[۲] (فعالیت هدفمند)[۳] جهت سازگاری و کسب حداکثر استقلال در محیط برای افرادی که متعاقب یک بیماری، اختلال یا ضایعه­ی رشدی، بیماری های جسمی، اختلالات روانی- اجتماعی، نقص اقتصادی- فرهنگی یا روند سالخوردگی دچار ناتوانی یا معلولیت گذرا یا دائمی شده و به تنهایی توانایی اصلاح و تقویت عملکرد و یادگیری مهارت های ضروری زندگی را ندارند. كاردرماني تخصصي است كه با استفاده از «کار» جهت ارتقاي سلامت و بهزيستي افراد مي کوشد. هدف اوليه كاردرماني عبارت است از قادر ساختن فرد به مشاركت در فعاليت هاي روزمره زندگي. كاردرمانگران با توانمند سازي اشخاص در انجام کارها و تعديل محيط، تسهيل مشارکت را دنبال مي كنند. به عبارتی هدف غايي کاردرماني عبارت است از درگيري در کار به منظور مشارکت در محیط. کارها به عنوان فعاليت هاي معنا دار و منحصر به فرد در زندگي در نظر گرفته مي شوند که بنيان هويت و کفايت انسان را تشکيل مي دهد ‌‌و وي را قادر مي سازد تا بتواند جهت معنا دادن به ارزشهایش به طور موثری نقش های مختلف را تجربه کند.


  [1]-Paradigm

[۲]-Occpation

[۳]-Purposeful activities

 

پایه های فلسفی و نظری کاردرمانی بر اصول ذیل متکی می باشند:

·        کار تاثیری عمده بر سلامتی و بهزیستی افراد دارد

·        کار باعث سازماندهی زمان و ایجاد ساختار می گردد

·        کار باعث معنا دادن به زندگی می شود

·        کار ها فردی هستند.

·        ارزشهای مردم باعث متفاوت شدن کارها می شود.

 فلسفه و ديدگاه كاردرماني از زمان شكل گيري رسمي آن (١٩١٧) تا كنون، دستخوش تغيير بوده و هنوز هم اين روند ادامه دارد. این چارچوب ها را می توان در چند بخش توضیح داد:

در " ادامه مطلب" می توانید با این دیدگاهها آشنا شوید.

 

ادامه نوشته

انواع ارزیابی های استاندرارد در کاردمانی برای کودکان با نیاز های خاص

آزمون های استاندارد شامل:

 آزمون های هوش: به طور معمول در صورتی که هوشبهر کودک در پرونده ذکر نشده باشد و یا چانچه ارائه ی خدمات کاردرمانی در مکانی غیر از مدارس استثنایی صورت گیرد کاردرمانگران اقدام به ارزیابی هوشبهر می کنند از عمده تست های هوشی مورد استفاده در کاردرمانی می توان به آزمون گودیناف، گزل، ریون، مکعب های کاهس و یا خرده آزمون هایی از آزمون وکسلر، بینه سیمون و کتل اشاره نمود. لازم به ذکر است اجرای آزمون صرفاً توسط همکاران کارشناسیارشد روانی که دوره ی آزمون ها را گذرانده اند بایستی انجام شود.

 آزمون های نوروسایکولوژیک: جهت ارزیابی کودکانی که مشکوک به مشکلات عصبی همراه و نیز ارزیابی اختصاصی مهارت های درکی-حرکتی و یکپارچگی حسی هستند می توان از این آزمون ها استفاده نمود. این آزمون ها شامل موارد ذیلنذ:

  1. •  مجموعه ارزیابی عصب شناختی کاردرمانی چسینگتون(Chessington OT Neurological Assessment battery)
  2. •  آزمون درکی حرکتی پردو (Purdue Perceptual Motor Survey)
  3. •  آزمون دیداری حرکتی بندرگشتالت (Bender Visual Motor Gestalt Test)
  4. •  آزمون حافظه رفتاری ریورمید(Rivermead Behavioral mmmemory Test)
  5. •  مجموعه آزمون عصب روانشناختی ریتان ایندیانا (Reitan-Indiana Neuropsychological Tests)
  6. •  آزمون رشدی ادراک دیداری فراستیگ (Frostig Developmental Test of Visual Perception)
  7. • مجموعه آزمون عصب روانشناختی لوریا نبراسکا (Luria-Nebraska Neuropsychological Battery)
  8. • آزمون رشدی ادراکی دیداری (Developmental Test of Visual Perceptual-DTVP)
  9. • ارزیابی رشدی عصب روانشناختی کودکان (Children’s Developmental Neuropsychological Assessment)
  10. •  مجموعه آزمون عصب روانشناختی هالستد ریتان (Halstead-Reitan Battery of Neuropsychological Tests)
  11. • آزمون حافظه دیداری بنتون (Benton Visual Retention Test)
  12. • آزمون مشاهدات باليني آيرز ( Clinical Observations(Jean Ayres
  13. • آزمون یکپارچگی حسی و پراکسی Sensory Integration and Praxis Test-SIPT))
  14. • آزمون رشدی یکپارچگی حرکتی دیداری (Developmental Test of Visual Motor Integration-VMI)

 لازم به ذکر است علاوه بر مواردگفته شده آزمون های دیگری نیز در این دسته قرار می گیرن که همکارات جهت آشتایی میتوانند با مولف مکاتبه یا به کتب مرجع مراجعه نمایند.

آزمون های اختصاص برای ارزیابی فعالیت های روزمره زندگی(ADLTest)

  1. •  پرسشنامه ارزیابی ناتوانی کودکان(Pediatric Evaluation of Disability Inventory –PEDI)
  2. •  آزمون ارزیابی فعالیت های روزمره زندگی کالمن (Kohlman Evaluation of Daily Living Skills)
  3. •  آزمون ارزیابی فعالیت های روزمره زندگی میلواکی(Milwaukee Evaluation of Daily Living Skills)
  4. ارزیابی کلی مهارت های خوریاری بر اساس فرم

آزمون های رشدی(ارزیابی مراحل رشد روانی-حرکتی): 

  1. •  مقیاس رشدی پی بادی (Peabody Developmental Motor Scales)
  2. •  آزمون مهارت های اجتماعی واینلند
  3. •  آزمون غربالگری رشدی دنور(Denver Developmental Screening Test-DDST)
  4. •  پرسشنامه رشدی بتل(Battelle Developmental Inventory -BDI)
  5. • مقیاس رشدی کودکان بیلی (Bayley Scales of Infant Development)
  6. •  فهرست ارزیابی رشدی گزل (Gesell Developmental Schedules)

 ارزیابی سطوح کنترل حرکتی: ثبات، تحرک، کنترل حرکتی و مهارت برای هر بخش از بدن 

آزمون های مهارت های حرکتی درشت و ظریف

  1. •  آزمون مهارت های دستی مینه سوتا (The Minnesota Manual Dexterity Test)
  2. •  آزمون مهارت قطعات ریز کرافورد (Crawford Small Part Dexterity Test)
  3. •  ارزیابی حرکتی کودکان و نوزادان (Toddler and Infant Motor Evaluation-TIME)
  4. •  آزمون عملکرد دستی جبسون(Jobsen Test of Hand Function)
  5. •  تست جعبه و مکعب(Box and Block Test)
  6. •  تست پردو پگ برد(Purdue Pegboard Test)
  7. •  تست مهارت حرکتی برونینکز اوزرتسکی(Bruininks-Oseretsky Test of Motor Proficiency-B-O)
  8. •  تست حرکتی ای بی سی(Movement ABC Test)
  9. • چک لیست ارزیابی مهارت های حرکتی درشت (ارزیابی سطوح رشدی)، (Gross Motor Skills Test)
  10. • چک لیست ارزیابی مهارت های حرکتی ظریف(Fine Motor Skills Test)

لطفاً برای آشنایی بیشتر به" ادامه ی مطالب" توجه کنید.

 

ادامه نوشته

ارزیابی کودکان با مشکلات رفتاری، شناختی و ذهنی در کاردرمانی

"قابل توجه همکاران و تمامی خانواده های محترمی که علاقمند به آشنایی با خدمات توانبخشی و کاردرمانی روانی-اجتماعی، توانبخشی شناختی،ذهنی و رفتاری و یا کاردرمانی  جسمی - حرکتی می باشند"جهت مشاوره ی توانبخشی و آشنایی با خدمات کاردرمانی می توانید از طریق این وبلاگ، با ایمیل خصوصی بنده(H.ziraki@gmail.com) مکاتبه نموده و یا با این شماره تماس بگیرید(۰۹۱۴۴۱۰۸۹۹۳).

همانگونه که در پست قبلی اشاره شد. پروسه ی ارزیابی در این گروه از بیماران(کودکان با مشکلات رفتاری، شناختی و ذهنی در کاردرمانی) فرایندی کاملاً جامع و تخصصی است لذا برای آشنایی بیشتر همکاران با فرایند ارزیابی در این گروه هدف توضیحاتی در این پست و پست های بعدی ارائه خواهد شد.لطفاً جهت آشنایی با اصول ارزیابی در کودکان با مشکلات رفتاری، شناختی و ذهنی در کاردرمانی روی "ادامه مطالب" کلیک کنید.

ادامه نوشته

کاردمانی در کودکان با مشکلات رفتاری، شناختی و ذهنی

فرایند کاردرمانی(Occupational therapy process) در این گروه شامل موارد ذیل است.

 لازم به ذکر است این فرایند تقریباً شامل تمامی گروه های هدف میشه البته با کمی تعدیل و کم وبیش کردن مراحل.

1.       ارجاع(Referral)

2.       جمع آوری اطلاعات (Data gathering)

3.       ارزیابی(Assessment)

4.       تعیین نیاز ها نحوه تشکیل مشکلات

5.       تعیین اهداف (Goals)

6.       طرح درمان(Planning)

7.       درمان (Treatment or Therapy)

8.       ارزشیابی حین درمان و تجدید نظر در درمان(Evaluation)

9.       بررسی نتایج

10.    پایان مداخلات(ترخیص یا ارجاع به مراکز توانبخشی حرفه ای یا حرفه آموزی)

11.    مستند سازی (Documentation)

لطفاْ برای مطالعه ی بیشتر به "ادامه مطالب" توجه کنید.

ادامه نوشته

کاردرمانی در مراکز استثنایی

همانطور که می دانیم کاردرمانی به دو بخش یا شاخه ی کلی ذیل تقسیم می شود.

شاخه جسمانی(Physical Occupational Therapy) اغلب شامل بیماران ارتوپدیک، روماتولوژیک، نورولوژیک، ارگونومیک، تروما ها و سوختگی، و کلاً اختلالات یا بیماری ها یا نشانگانی که علایم جسمی، حسی و حرکتی آنها غالب است.

شاخه ی روانی(Mental Occupational Therapy ) که در بزرگسالان اغلب به نام شاخه ی کاردرمانی روانی- اجتماعی(Psychosocial Occupational Therapy) مطرح است. و اغلب شامل اختلالات و بیماریها یا سندرم هایی است که علایم و نشانه های رفتاری، شناختی یا ذهنی آنها غالب است.

با اینکه مطابق رویکرد تقلیل گرایی(Reductionism) این طبقه بندی(جسمی و روانی کردن کاردرمانی) جهت تخصصی کردن خدمات کاردرمانی مفید به نظر می رسه ولیکن با اساس و اصول(پارادایم) کاردرمانی یعنی اصل کل نگری(Holism)-به طور عامی یعنی یکپارچگی جسم و روان- مطابقت ندارد. با وجود این ما سعی می کنیم اصول موجود در هر بخش رو به طور اجمالی خدمت شما عرض کنیم.

با این اوصاف و با توجه به ابهامی که در کاردرمانی کودکان با مشکلات روانپزشکی وجود داره اولین اصول رو به این گروه اختصاص دادیم. لازم به ذکر است که علاقمندان بایستی منابع اصلی رو مطالعه کنند و این تعاریف جهت آشنایی کلی دوستان نگارش میشه.

 

 

ادامه نوشته

نقش کاردرمانی در توانبخشی

با توجه به اهمیت نقش کاردرمانی در تیم توانبخشی ما در این بخش سعی کرده ایم به نقش های اساسی کاردرمانی در تیم های توانبخشی مروری داشته باشیم

مهمترین نقش  کاردرمانی در توانبخشی شامل موارد ذیل است:

  •    وسیله ای برای پیشگیری از ناتوانی و معلولیت

o     پیشگیری از پسرفت های رشد روانی حرکتی در کودکان

o     پیشگیری از عوارض طولانی مدت بیماری های روانپزشکی

o     پیشگیری از عوارض ثانویی بیماریهای جسمی

o     پیشگیری از برخی اختلالات اجتماعی

  •    وسیله ای برای ارزشیابی توانایی ها و ناتوانی های فرد بیمار
  •    وسیله ای برای حفظ و احیای سلامتی و بهبود عملکرد طبیعی بدن
  •   وسیله ای برای کمک به معلولین دائمی

 برای آشنایی با برخی اصول کاردرمانی روی "ادامه مطالب" کلیک کنید

گروه های هدف کاردرمانی در کودکان

در این بخش به بخش مهمی از گروه های هدف مخصوصاْ در حیطه کاردرمانی کودکان اشاره می شود. لازم به ذکر است این موارد شامل تمامی گروه ها نیستند ولیکن مهمترین گروه های هدف به اجمال شامل موارد ذیل است:

 بیماری های جسمی

بیماریهای نورولوژیک(مغز و اعصاب): شامل ضربه مغزی، فلج مغزی، صرع، هیدروسفالی و سایر اختلالات جمجمه ای، سندرمهای عصبی جلدی مانند نوروفیبروماتوزیس و توبروز اسکلروزیس، سنرم استروژ وبر، آتاکسی ها مانند فردریش و تلانژکتازی، یماری های دژنراتیو مانند سندرم لش نیهاین، ویلسون، نیمن پیک، بیماری های نورون محرکه سکته های مغزی، دیستروفی های عضلانی مانند دوشن و بیکر،نوروپاتی ها مانند گیلن باره و شارکوت ماری توث، میاستنی گراویس، بیماری های نخاعی مانند اسپاینا بیفیدا یا وردینگ هافمن، اختلالات حرکتی مانند کره سیدنهایم و هانتینگتون، پولیو میلیت، و غیره

مشکلات ارتوپدی: دررفتگی مادرزادی لگن، پرتزیس، ژنو واروس و والگوس، کیست های مفصلی مانند ازگود شلاتر، شکستگیها، تورتیکولی، پاچنبری، اسکولیوزیس،  اختلالات دیسک مهره ها، فلج زایمانی(ارب پالزی)، نقص عضو ها و ضایعات عضوی، اختلالات متابولیک استخوان مانند گوشه، مارفان، استئوژنز ایمپرفکتا، آکندرو پلازی، استئو میلیت

بیماریهای متابولیک: فنیل کتونوریا، بیماری ادرار شربت افرا، موکوپلی ساکاریدوزیس، سندرم هایی که ایجاد مشکلات جسمی و حرکتی می کنند.

بیماریهای روماتولوژیک اطفال: آرتریت روماتویید جوانان، تب روماتیسمی، لوپوس کودکان، بیماری لایم، درماتومیوزیت، اسکلرودرمی، واسکولیت ها مانند بیماری کاوازاکی، سارکوئیدوزیس

اختلالات غدد درون ریز: اختلالات مربوط به هورمون رشد، بدکاری تیروئید

اختلالات نقص ویتامینی و املاح مانند نقص ویتامین ای و کلسیم، ویتامین دی

بیماریهای داخلی مانند اختلالات قلبی ریوی اعم ازآسم، سل ریوی، اختلالات مادرزادی قلب مانند نقص دیواره ها، تترالوژی فالوت، تب روماتیسمی.

اختلالات روانپزشکی

عقب ماندگی ذهنی، اختلالات یادگیری، اختلالات ارتباطی، اختلالات خوردن، اختلالات دفعی، سایکوز های کودکی(اسکیزوفرنی کودکان)، اختلال نقص توجه و بیش فعالی، اختلالات نافذ رشد، اختلال هماهنگی رشدی، اختلالات رفتار ایذایی، اختلالات اضطرابی، اختلالات خلقی، اختلالات حرکات کلیشه ای و تیک ها

کودکان با تشخیص چندگانه(چند معلولیتی)

سوختگیها و آسیب های تروماتیک عضوی غیر مغزی، نابینایان، موارد تاخیر رشدی